چرا بهتر است اهدافمان را به دیگران نگوییم؟

این پست ادامه ی پست “اهدافمان را به دیگران اعلام کنیم یا نه؟” ست، برای من دلیلی است که بهتر است در مورد بیان هدفهایم سکوت کنم. درک سیورز در مورد سکوت در برابر بیان اهدافمان در مورد پدیده ی واقعیت اجتماعی توضیح داد؛ وقتی از هدفهایمان با دوستانمان صحبت می کنیم، مورد تشویق قرار […]

باران بهار دلکش

تا به حال شده در باران قدم بزنی و چای با طعم یاس و سنبل بنوشی؟ تا به حال شده در پیاده رویی که اطرافش با شمشادهای همیشه سبز تزیین شده قدم بزنی و چای با طعم یاس و سنبل و قطره های باران بنوشی؟ در آن لحظه های کوتاه جهان متوقف شده و برای […]

اهدافمان را به دیگران اعلام کنیم یا نه؟

فروردین و عید بهانه های خوبی بودند برای هدف گذاری های جدید و تجدید نظر در آنها. به این فکر می کردم که آیا اهداف و خواسته هایمان را به دیگران بگوییم یا نه؟   سایت psychology24 در نوشته ای در مورد بیان هدفها یا سکوت کردن در مورد آنها دلایلی را توضیح می دهد؛ همان […]

یک شروع تازه

بیشتر از یک ماه است این وبلاگ را ساخته ام اما فکر می کردم که کار با وردپرس سخت باشد و آن را به تعویق می انداختم. از آنجایی که آدم کمال گرایی هستم و به قول شاهین کلانتری عزیز، اسم شیک و تسکین بخش تنبلی می شود کمال گرایی، فکر کردم اولین پست را اینجا بنویسم […]

غیر مستقیم درباره ی یک کتاب

پیش نوشت: این متن را برای به روز شدن وبلاگم نوشتم. خیلی ارزش خواندن ندارد. برای دوست عزیزی که قبلا کتاب می خوانده و الان کمتر می خواند، تصمیم گرفتم کتابی کم حجم و با تم روانشناسی مثبت گرا هدیه دهم. کتاب قله ها و دره های اسپنر جانسون را خریدم. بعد از چند صفحه […]

آیا باید همیشه و با هر کسی صادقانه حرف بزنیم؟

پیش نوشت: این پست، احتمالا یک نوشته ی گیج کننده است. اول و آخرش را قیچی کرده ام و آنچه باقی مانده، شاید حرفهای نامفهومی باشد اما نوشتم که ذهنم سبک شود.   بهتر است جمله ام را اصلاح کنم، آیا لازم است در شرایطی که ما در مورد یک مسئله مقصر هستیم، برای جلب […]

شیراز، تصویری از بهشت

پیش نوشت: احساس می کنم این چند وقت خیلی در مورد سفر نوشته ام. اما اصلا دلم نیامد در مورد شیراز، این شهر دوست داشتنی و عاشق کننده ننویسم. شیراز شهر نامهای زیباست. حافظ، سعدی، بهارنارنج، باغ دلگشا، باغ صفا، باغ ارکیده، باغ ارم، کتابسرای منگان و بازار ابریشم.شیراز زیبا بود و سرسبز و شلوغ […]

دیدار یک دوست

فروردین نود و هفت با سفر به استان بوشهر شروع شد و تجربه ها و دیدارهای ناب و تکرار نشدنی. یکی از این تجربه های لذت بخش، دیدن شیرین نوروزی عزیز و گالری هنری سعادت بود. شیرین را از نوشته هایش می شناختم و وقتی این پستش را خواندم، چقدر خوشحال شدم و تعجب کردم […]

سالی که گذراندم

این پست صدرا علی آبادی را که خواندم، من هم ترغیب شدم چنین پستی بنویسم. خیلی پراکنده نوشته ام. فقط می خواستم بنویسم تا بعدها به آن برگردم. اتفاقات سال نود و شش که می توانم اینجا درموردشان بنویسم؛ فکر می کنم از مهم ترین دستاوردهای این سال برای من وبلاگ نوشتن و نوشتن برای […]