لوند

جرات کنید راست و حقیقی باشید. جرات کنید زشت باشید. اگر موسیقی بد را دوست دارید رک و راست بگویید. خود را همان که هست نشان دهید. این بزک تهوع انگیز دو رویی و دوپهلویی را از چهره ی روح خود بزدایید، با آب فراوان بشویید.          رومن رولان از کتاب ژان […]

تروپیکال

در یک روز دلپذیر، در یک عصر اردی بهشتی، در کافه “من”، زیر تابلوهای زیبایی از گالری اردی بهشت، روی میزی سه نفره، خودش را مهمان کرده به تولد بیست و پنج سالگیش. به بهانه ای برای با خود بودنش، اما در خودش است. روی میز پشت سر، چند شمع قرمز روشن است و حروف […]

نمایشگاه کتاب، توت فرنگی،اشباع و چیزهای دیگر

 یک: تهران، خیابان شهید بهشتی، نمایشگاه کتاب صدای گوینده؛ بیست و پنج سال نتایج درخشان، بیست و پنج سال کانون… دوست ندارم بقیه ی صدایش را بشنوم. اشباع شده ام از این همه تبلیغات. جمعیت زیاد است. تنها، باهم، خوشحال، مشتاق، خسته، گرسنه. به این فکر می کنم چند نفر از این آدمها کتابهایی را […]

دنیای بی صبری

پیش نوشت: این متن بیشتر یک دل نوشته است و تمرین خود افشایی. اگر حرفهای پدرم، دکتر علیرضا شیری و سیمون سینک و لینک پست محمدرضا شعبانعلی نبود، می نوشتم این متن ارزش خواندن ندارد.   این روزها زیاد در مورد صبر کردن و تاب آوردن فکر کرده ام، طاقتی که کمتر دارم و به […]

باران بهار دلکش

تا به حال شده در باران قدم بزنی و چای با طعم یاس و سنبل بنوشی؟ تا به حال شده در پیاده رویی که اطرافش با شمشادهای همیشه سبز تزیین شده قدم بزنی و چای با طعم یاس و سنبل و قطره های باران بنوشی؟ در آن لحظه های کوتاه جهان متوقف شده و برای […]

یک شروع تازه

بیشتر از یک ماه است این وبلاگ را ساخته ام اما فکر می کردم که کار با وردپرس سخت باشد و آن را به تعویق می انداختم. از آنجایی که آدم کمال گرایی هستم و به قول شاهین کلانتری عزیز، اسم شیک و تسکین بخش تنبلی می شود کمال گرایی، فکر کردم اولین پست را اینجا بنویسم […]

تشکر از یک دوست

برای طاهره سلام طاهره جان پیش نوشت: در وبلاگت «تماس با من» را ندیدم. بنابراین مجبور شدم حرفهایم را در آخرین پست وبلاگت بگویم. پیشاپیش بر من ببخش. نوشت: داشتم عکسهای زیبای حیوانات (منتخب آلبوم هفتگی آتلانتیک) را میدیدم و کامنتها را میخواندم که به پست ارزشمند تو رسیدم، سرچ عکس گوگل. یکی از گلایه ها […]