تصور مغز از واقعیت و خیال

می‌خواستم موقعیت مکانی یک شی در اتاق رادیولوژی مطب را که به تکرار دیده بودمش اما برایم سوال بود، به یاد بیاورم. در ذهنم دقیقا تصویری وجود داشت که آن شی در نقطۀ A اتاق بود اما آن را در واقعیت در نقطۀ B اتاق دیدم. از اینکه آنچه فکرمی‌کردم واقعیت داشته اما در واقع […]

هشدارهایی که باید جدی گرفته می‌شدند

۱ حدود یک هفته پیش سایتم به دلیل امنیت پایین هک شده‌بود. وقتی درمورد دلیلش در نت جستجو کردم توضیح داده‌بود اگر سایت به موقع به‌روزرسانی نشده باشد، یا آمار بازدید به طور ناگهانی کاهش یابد و یا با رمز عبور کنونی نشود وارد سایت شد، احتمال هک شدنش وجود دارد. من این علامتها را […]

چرا می گوییم “من کمالگرا هستم” ؟

پیش نوشت: منظور از این نوشته کمالگرایی منفی است که ما را در پیش بردن کارهایمان متوقف می کند.   برخی از افراد هستند از اینکه بیماری جسمی ای مانند دیابت، فشار خون بالا و یا میگرن دارند، خوشحال به نظر می رسند و با حالت خاصی می گویند من دیابت دارم، کلسترول خون من […]

سفر با دستهای خالی

پایان شیفت کاریم، تقریبا یک دفعه تصمیم گرفتم بروم کتابخانه. نه برای آنکه کتاب امانت بگیرم، که کتابهای نخوانده ی زیادی دارم و اتفاقا با خودم گفتم کتابی با خودم همراه نیاورم. نمی دانم، یکهو دلم خواست بروم آنجا. شاید تاثیر این جمله بود که چند روز پیش، در کانال تلگرام “لاکولور روژ” به نقل […]

چرا قهرمانها را دوست داریم؟

پیش نوشت: حرفهایی که در این پست نوشته ام مانند پستهای دیگر اینجا، نظر و برداشت شخصی من است و به درست بودن آنها اطمینانی ندارم.   چند روز است به صورت غیر مستقیم با نوشته های متعدد و هم زمانی در مورد چرایی این سوال مواجه می شده ام. اینکه چرا قهرمانها را دوست […]

از یک عاشقانه آرام

پیش نوشت: قسمتی از کتاب یک عاشقانه ی آرام نادر ابراهیمی را گوش می دادم که برایم بسیار لذت بخش بود. فکر کردم اینجا بنویسمش.   آن چیزی که در این متن بیشتر از همه برایم لذت بخش است، یکی توصیف شب، این آرامبخش طبیعی است که انگار آدم را مهربانانه دعوت می کند به […]

آنتروپی

تشنه ی خواندنم. سرم درد می کند. دو عدد فارماپین، دو عدد ناپروکسن به فاصله ی یک ساعت بالا انداخته ام. مغزم درد می کند. چه قدر هوا جهنم است. انگار مولکولهای هوا سوزن داغی شده اند و در پوست و جان انسان فرو می روند. حتی در سایه هم از این سوزنهای تیز نامرئی […]

رنجها شاید موقتی باشند

پیش نوشت: این پست بیشتر از جنس یک خاطره و تجربه است و فکر نمی کنم حرف تازه ای برای بیان داشته باشد.   به همراه یکی از دوستانم برای درمان جوشهای صورتش، به مطب یکی از متخصصان پزشک پوست و مو مراجعه کردیم. پزشک برای ایشان داروهای حاوی کورتون تجویز کرد و توضیح داد […]

نوشتن از نوشتن

نوشتن، آب روی آتش است. برای آدمهای خشمگین، برای آدمهای عصبانی، برای آدمهای اندوهگین، برای آنهایی که از خودشان دور شده اند، برای آدمهایی با قلبهای غبار گرفته. فکر می کنم نوشتن، نه یک مسکن موقت که یک روند درمان است. نوشتن به انسان فراموشکار، به انسان ناسپاس یادآوری می کند که چیزهای زیادی برای […]

امنیت حرف زدن

گوشه ای از دفترم نوشته بودم امنیت حرف زدن و فکر می کردم و دیده بودم که بعضی ها با لحن و تن صدایشان، با کلمه هایشان ما را می ترسانند. آدم هنگام حرف زدن با آنها، مراقب است. مواظب است کمتر حرف بزند و کمتر بگوید که بعدها ممکن است مثل متهمی که از […]