رنجها شاید موقتی باشند

پیش نوشت: این پست بیشتر از جنس یک خاطره و تجربه است و فکر نمی کنم حرف تازه ای برای بیان داشته باشد.   به همراه یکی از دوستانم برای درمان جوشهای صورتش، به مطب یکی از متخصصان پزشک پوست و مو مراجعه کردیم. پزشک برای ایشان داروهای حاوی کورتون تجویز کرد و توضیح داد […]

نوشتن از نوشتن

نوشتن، آب روی آتش است. برای آدمهای خشمگین، برای آدمهای عصبانی، برای آدمهای اندوهگین، برای آنهایی که از خودشان دور شده اند، برای آدمهایی با قلبهای غبار گرفته. فکر می کنم نوشتن، نه یک مسکن موقت که یک روند درمان است. نوشتن به انسان فراموشکار، به انسان ناسپاس یادآوری می کند که چیزهای زیادی برای […]

امنیت حرف زدن

گوشه ای از دفترم نوشته بودم امنیت حرف زدن و فکر می کردم و دیده بودم که بعضی ها با لحن و تن صدایشان، با کلمه هایشان ما را می ترسانند. آدم هنگام حرف زدن با آنها، مراقب است. مواظب است کمتر حرف بزند و کمتر بگوید که بعدها ممکن است مثل متهمی که از […]

لوند

جرات کنید راست و حقیقی باشید. جرات کنید زشت باشید. اگر موسیقی بد را دوست دارید رک و راست بگویید. خود را همان که هست نشان دهید. این بزک تهوع انگیز دو رویی و دوپهلویی را از چهره ی روح خود بزدایید، با آب فراوان بشویید.          رومن رولان از کتاب ژان […]

دور*

بی عشقی سخت است. ملال و اندوه است و تکرار دیروزها. اما عشق خود معناست. خوشا آنکه جرات و جسارت عاشق شدن را دارد. مصطفی مستور در کتاب شعر دستهایت بوی نور می دهند، چه قدر زیبا عشق را در کلمه ها و جمله هایش زنده می کند؛ خرمن گیسویت را نمی خواهم و کمان […]

نمایشگاه کتاب، توت فرنگی،اشباع و چیزهای دیگر

 یک: تهران، خیابان شهید بهشتی، نمایشگاه کتاب صدای گوینده؛ بیست و پنج سال نتایج درخشان، بیست و پنج سال کانون… دوست ندارم بقیه ی صدایش را بشنوم. اشباع شده ام از این همه تبلیغات. جمعیت زیاد است. تنها، باهم، خوشحال، مشتاق، خسته، گرسنه. به این فکر می کنم چند نفر از این آدمها کتابهایی را […]

دنیای بی صبری

پیش نوشت: این متن بیشتر یک دل نوشته است و تمرین خود افشایی. اگر حرفهای پدرم، دکتر علیرضا شیری و سیمون سینک و لینک پست محمدرضا شعبانعلی نبود، می نوشتم این متن ارزش خواندن ندارد.   این روزها زیاد در مورد صبر کردن و تاب آوردن فکر کرده ام، طاقتی که کمتر دارم و به […]

باران بهار دلکش

تا به حال شده در باران قدم بزنی و چای با طعم یاس و سنبل بنوشی؟ تا به حال شده در پیاده رویی که اطرافش با شمشادهای همیشه سبز تزیین شده قدم بزنی و چای با طعم یاس و سنبل و قطره های باران بنوشی؟ در آن لحظه های کوتاه جهان متوقف شده و برای […]

یک شروع تازه

بیشتر از یک ماه است این وبلاگ را ساخته ام اما فکر می کردم که کار با وردپرس سخت باشد و آن را به تعویق می انداختم. از آنجایی که آدم کمال گرایی هستم و به قول شاهین کلانتری عزیز، اسم شیک و تسکین بخش تنبلی می شود کمال گرایی، فکر کردم اولین پست را اینجا بنویسم […]