تمرین نیروی حال

پیش‌نوشت: در انتشار این نوشته در اینجا شک داشتم اما به خودم جرات دادم و تجربه‌ام را از خواندن بخشی از کتاب نیروی حال می‌نویسم ؛) من معمولا دوره‌های قاعدگی دردناکی دارم. تقریبا در هر دوره با احساس شروع علائم درد، یک مسکن مصرف می‌کردم تا از درد بیشتر جلوگیری کنم و این کار موثر […]

با کتاب- نیروی حال

پیش‌نوشت یک:“کتاب نیروی حال” اکهارت تول (+) را به پیشنهاد مربی جدی و دوست‌داشتی، آقای محمود پیرحیاتی خواندم. پیش‌نوشت دو: از بعضی دوستان می‌شنیدم که این کتاب را به طور کامل نخوانده‌اند. بعضی وقتها تماشای یک فیلم، خواندن یک کتاب از طرف آدمی که دوستش داریم و به او ارادت داریم تاثیر بسیار بیشتری دارد […]

مادام بواری

پیش‌نوشت: این نوشته در مورد کتاب خواندنی “مادام بواری” گوستاو فلوبر و فیلمی بر اساس همین کتاب است، در اینجا بخشی از داستان کتاب و فیلم فاش می‌شود. سال ۸۸ بود به گمانم، تب دیدن و تعریف و تحسین فیلم درباره الی داغ بود. آن موقع دانشجو بودم و سحر، دوست و همکلاسیم سی‌دی‌های این […]

احساس گناه و رنج روان ما

به بعضی از نوشته های قبلی ام (به خصوص صفحه های صبحگاهی) که برگشتم و آنها را خواندم، از احساس گناهی نوشته ام که در انجام دادن یا انجام ندادن کاری، رفتاری و یا حرفی داشته ام.   این روزها کتاب مرداب روح (رنجها حرفهای جذابی برای گفتن دارند) جیمز هولیس را می خوانم و […]

به بهانه ی خواندن یک کتاب

پیش نوشت: این نوشته بسیار شخصی است و نظر محدود من و بدون آگاهی ای است در مورد یک سوال از کتاب “روی ماه خداوند را ببوس” مصطفی مستور   یک: کتاب در مورد یک سوال بنیادین است؛ آیا خداوندی هست؟ سوال من هم بود. سوال خیلی از ما بوده و هست. علیرضا یکی از شخصیتهای […]

گزارشی کوتاه از دو کتاب مصطفی مستور

پیش نوشت یک: می دانم بعدها وقتی نوشته هایم را در مورد فیلم، داستان و کتابهایی که دیده ام و خوانده ام می خوانم، برای این حرفهای ناشیانه و سطحی ام حس خوشایندی نخواهم داشت. اما ترجیح می دهم ناقص بنویسم تا اینکه ننویسم. پیش نوشت دو: داستان بعضی از شخصیتهای کتاب بازگو و آشکار […]

با کتاب- شیب

  پیش نوشت: این نوشته برداشت ناقص من از خواندن کتاب “شیب” است و طبیعتا درمورد آن مطالبی که احساس میکردم برایم مهمتر بوده اند، نوشته ام و خود آگاه و ناخود آگاه چیزهای دیگر را از صفحه کلید انداخته ام. بهتر است خود کتاب را بخوانید.   کتاب هشتاد و هشت صفحه ای “شیب” […]

ادبیات و استعاره

  پیش نوشت: ادبیات برای من تا حدودی شبیه زیتون است. رفته رفته به آنها علاقه مند شدم و اکنون طعم لذت بخشی برایم دارند. یکی از آرایه های ادبی ادبیات، استعاره (Metaphor) است. هرچند استعداد زیادی در تشخیص استعاره در شعر ندارم اما از خواندنش لذت میبرم. “سیر استعاره در شعر امروز ایران” با […]

یک پاراگراف کتاب

دارم کتاب “نامه های عاشقانه جویس به همسرش نورا” ترجمه ی غلامرضا صراف، نشر نیماژ را میخوانم. جویس در یکی از نامه ها برای نورا مینویسد: ” […] صِرف یاد آوردن تو مرا با یک جور خواب سنگین از پا در می آورد؛ انگار انرژی ای که برای ادامه ی اختلاط نیاز است، دیری است […]

از مثنوی مولانا تا مثنوی موسوی گرمارودی

  برای خرید کتاب به کتابفروشی ای که کتابهای دست دوم میفروشد رفتم. بعضی وقتها از خرید از این کتابفروشیها احساس بهتری دارم و با خودم میگویم وقتی میشود کتابی را با قیمت پایین تری خرید چرا باید پول بیشتری دهم؟ با پول باقیمانده هم میشود کتاب دیگری خرید.  گاهی فکر میکنم این نوع کتابهای […]