نوشتن و میل به دیده‌شدن

ماههاست با کتاب راه هنرمند جولیا کامرون عزیز هستم و آن را لاک‌پشت‌وار پیش می‌برم.  ایشان در فصل بازیابی حس حمایت از خود در مورد شهرت- خطری که جریان خلاقیت را در فرد مسموم می‌کند- جمله ی تاثیرگذاری بیان کرده؛ ” به جای اینکه نویسندگی برای نویسندگی باشد، هدفش این می‌شود که مورد استقبال قرار بگیرد، […]

نوشتن انبوه اندوه را کم می‌کند

۱ هر زمان که در پستهای وبلاگم نوشته‌ام این نوشته خطاب به خودم است از خودم می‌پرسیدم پس چرا نشرش می‌دهم؟ بگذارم در پوشه‌ی پیش‌نویسها بماند و هروقت خواستم برای خودم یادآوریش کنم آن را دوباره بخوانم. من فکر می‌کنم ما بعضی‌ وقتها خودآگاه یا ناخودآگاه می‌خواهیم هم‌فکری، هم‌تجربه ای، کسی باشد که همان احساسها […]

به بهانه ی یک سال وبلاگ نوشتن

یک سال است بخشی از ذهنیاتم را اینجا (و در وبلاگ قبلیم) برون ریزی می کنم. یک سال است یاد گرفته ام نوشتن می تواند مرهم دردهای جانکاه شود. وبلاگ نویسی وادارم کرد به نوشتن از خود. جرات کردن و سانسور نکردن خود. نوشتن از مسائلی که تا همین یکسال قبل، حتی جسارت فکر کردن […]

در مورد صفحات صبحگاهی- دو

این پست تجربه ایست از شصت روز نوشتنِ صفحه های صبحگاهی به صورت تقریبا پیوسته. (یک روز را از دست دادم.) می دانم مدت زمان کمی است برای نوشتن نظرم اما می خواستم هم برای خودم اینجا ثبتش کنم و هم امیدوار باشم بتوانم درمورد سوالهای احتمالی دیگران که برای خودم هم درمورد این صفحه […]