آیا هنوز هم او مرا میخواهد؟

سه سال است ازدواج کرده، اوایل همه چیز غیر معمولی بود و از زندگیش راضی. اما الان بعد از این چند سال، دچار تردید شده، خودش، همراهش، زندگیش برایش سؤال شده. برایش سؤال شده که آیا هنوز هم او مرا میخواهد. چه سؤال بی رحمانه ای! گقتگوی خودش و دوستش یادش می آید، زمانی که […]

چرا کلمات معجزه میکنند؟

پیش نوشت: همه ی این چیزهایی که مینویسم صرفا برداشت خودم است و اصراری به درست بودن و مفید بودن آنها ندارم.که اصلا شاید نه درست باشند، نه مفید. صرفا درک ناقص من درباره ی کتاب و نوشتن است با یک بار دیدن فیلم Blind. اگر بخواهم به شیوه ای کاملا غیر حرفه ای به […]

به بهانه ی کیک اشترودل

  پیش نوشت: مخاطب این نوشته به خصوص خودم هستم. در بعضی جمله ها از جمع استفاده کرده ام، فقط به خاطر اینکه فکر میکردم خواندن متن روان میشود. سرِ کار بودم و میخواستم با چای چیزی بخورم. کشوی مخصوص خوراکیها را باز کردم. چشمم به این افتاد: با خودم گفتم اِ! از اینا! (قبلا […]

آنچه از درس زندگی شاد متمم یاد گرفتم

خواندن درس کارگاه زندگی شاد را تمام کرده ام.نمیدانم چقدر توانسته ام مفهوم درس را بفهمم.  اینجا خلاصه ای از هر کدام از درسها را مینویسم تا یادم بماند و بتوانم سریعتر آنها را مرور کنم.  (نمیدانم کار درستی کردم که بعضی از عبارات متمم را عینا اینجا نقل کرده ام یا نه) در درس […]

اپیکور و فلسفه لذت

  پیش نوشت: این متن حاصل چند صفحه وبگردیست برای پیدا کردن جواب سوالم. در درس اول کارگاه زندگی شاد کلمه ای به نام داداش اپیکور نوشته شده؛ خیام شاد و خوشحال بوده و داداش اپیکور محسوب میشده. جالب بود برایم. داداش اپیکور را نمیشناختم. الان هم نمیشناسم. اما فهمیدم اپیکور یکی از فیلسوفان یونان […]

یک ایده، یک نوشته

با خودم قرار گذاشته بودم که آنچه اکثریت میبینند نبینم، یا حداقل تا حد امکان، کمتر ببینم. میخواستم شبیه اقلیت باشم اما نشد. به این فکر میکنم که من هم میتوانم مانند بیشترها باشم (شاید هم هستم)، مثل آنهایی که مغزشان دست دیگریست، مثل آنهایی که آنقدر پر از دیدن و شنیدن میشوند که دیگر […]

از خویش می روم که تو با خود بیاری ام*

  در سفر است. میخواهد بنویسد سفر به هیچ اما نمیشود. بی انصافیست به آنهایی که میخواهد ببیندشان. هیچ شاید برای خودش باشد. هیچ که قبلا نیز سفر به زندگی را تجربه کرده است. شنیده است حرفهای اهل سفر را. اما فکر میکند چه سودی داشته. چه تغییری کرده. هربار مثل قبل، هر دفعه همینطور […]

وقتی که با یک ساز میشود همزمانی داشت

  یکی از تمرین های درس کارگاه زندگی شاد متمم- درس چهاردهم- در مورد موسیقی و تاثیر آن در زندگی بود. اینکه موسیقی چقدر در زندگی ما تاثیر دارد. نظر من این بود: من متاسفانه، موسیقی زیاد گوش نمیدهم، اما در بیشتر موارد آرامم میکند. ده آهنگ مورد علاقه ام را فهرست کردم و هفت […]

#با متمم- دو

  پیش نوشت: این پست ادامه ی پست قبلیست. برای اینکه بهتر متوجه جریان شوید، بهتر است اول این پست را بخوانید. پذیرایی طبقه ی سوم سالن همایش بود. با نگار روی پله های این طبقات آشنا شدم. هر دو برای پذیرایی روی یک میز نشستیم. دختریست بسیار مهربان و معاشرتی. مجید صادقیان اولین ارائه […]

#با متمم – یک

  پنجشنبه، بیست وششم مرداد نود و پنج، روز عجیب و بزرگی بود برایم. شگفت انگیز و بسیار خوشحال کننده. یکی از به یادماندنی ترین اتفاقات تاثیر گذار زندگیم بوده. شرکت در گردهمایی بزرگ متمم ساعت ده دقیقه به هفت از منزل یکی از دوستان، بیرون آمدم و هفت و پانزده دقیقه میدان تجریش بودم. […]