مهارتهای زندگی

  در دوران دانشجویی درسی داشتیم به نام مهارتهای زندگی. از معدود کلاسهایی که دوست داشتم. (درس بیماری شناسی را هم بسیار دوست داشتم.) صندلیها را دایره وار میچیدیم و همه، همکلاسیها و خانم معلم را میدیدیم. درسش بیشتر شبیه بازی بود. یادم می آید آخرین سوال پایان ترمش چیزی شبیه این بود؛ یک شکلک […]

چند تمرین سه خطی- پنج

  ادامه ی تمرینهای سه خطی:   ۲۵- مشخصات یک روز ایده آل: صبح، خواب و بیدار، دفتر صفحات صبحگاهیم را از زیر رختخوابم در بیاورم و هرچه را به ذهنم میرسد، در آن بنویسم. صبحانه ی دلپذیر و چای شیرین بخورم. یکی از تمرینهای سایت متمم را حل کنم. برای پیاده روی به بیرون […]

کامنتی برای یک دوست

نسبت به دوستی احساس حسادت میکردم، در فایل صوتی عزت نفس، محمدرضا شعبانعلی میگوید: باید یک سری نواقص را بپذیریم و اتفاقا پذیرفتنش به ما کمک میکند. مانند مثالی که محمدرضا شعبانعلی در این فایل میگوید من پذیرفته ام که حسود هستم، در غیر این صورت عزت نفسم خراب میشد. بنابراین تصمیم گرفتم برای مخاطب […]

پرنده فقط یک پرنده بود

داشتم تمرینهای سه خطی شاهین کلانتری را مینوشتم که با جستجو و (تقلب) در گوگل در مورد پرنده، این شعر فروغ را به نام “پرنده فقط یک پرنده بود” پیدا کردم. قبلا آن را نشنیده بودم، از خواندنش کیفور شدم. برایم تداعی کننده ی رهایی است؛  ” پرنده گفت: چه بویی، چه آفتابی، بهار آمده […]

چند تمرین سه خطی – چهار

  ادامه ی تمرینهای سه خطی من؛ نوشتن سه خط درمورد این سوالات. از سایت شاهین کلانتری    ۱۹- در زندگی بیشتر از همه، از چه چیز میترسید؟ بیشتر ازهمه از شبیه اکثریت شدن، از اینکه همان موسیقی، آدمها، فیلمها، سریالها و تفکراتی را دوست داشته باشم که دیگران دوست دارند. کابوسی است برایم. از اینکه […]

داستان همشهری – دو

مجله داستان همشهری بخشی دارد به نام مسابقه داستان یک خطی که مورد علاقه ی من و شاید بسیاری از خواننده های این مجله باشد.مسابقه شامل تصویریست که باید در مورد آن جمله ای طنز نوشت.  تصویر زیر مربوط به مسابقه ی تیرماه است:   جمله ی زیر را هجدهم تیرماه برای بخش مسابقه ارسال کردم؛ من […]

کارهای کوچک عملی- یک

پیش نوشت یک: این کارهای کوچک عملی را از بلاگ شخصی فواد انصاری یاد گرفته ام. پیش نوشت دو: از اول ماه برنامه ی حسابداری خانه ما را روی موبایلم نصب کرده ام و نسبت به خرجهایم دقت بیشتری دارم و تا حد امکان خرجهایم را کمتر کرده ام. دیروز منتظر اتوبوس بودم. هوا مثل […]

از زندگی این مردمان

                     در اتوبوس نشسته ام. از شهر خودم به سمت اهواز میروم. روستاهای زیادی در مسیر هستند. روستاهایی که گاهی جمعیتشان به صد نفر هم نمیرسد. با بعضیشان رو در رو صحبت کرده ام. مردمان صاف و ساده و رنجدیده ای هستند، به خصوص زنان و […]

از موسیقی تا حس خوب راهی نیست

موسیقی، موسیقی بدون کلام حالم را خوب میکند. شبیه دوستیست که آرامت میکند، دوستی که میگوید غصه نخور، بیا من و تو بنشینیم کنار هم، چای بهار نارنج بنوشیم و لذت ببریم از همین لحظه، همین اکنون. به درک که بعضی چیزها درست نمیشوند. آهنگ لیبرتانگوی آهنگساز آستور پیاتزولا، عجیب این حس را برایم تداعی […]

نقش تو در خیال من

  یکی از چیزهایی که حالم را خوب میکند و حس خلسه وار خوبی به من میدهد، دیدن و خواندن تابلوهای سایت میم تیم است. تابلوهای رنگارنگ و زیبایی که روان آدم را تازه میکند و شعرهایی که دوست داری بلند بلند برای خودت بخوانی. تابلوی “وه که جدا نمیشود نقش تو از خیال من “را […]