با شعر

بعضی شعرها هستند که خودمان صرفا نمی‌توانیم جان کلامشان را بفهمیم، انگار که خلوصشان برای ما زیاد است، باید با موسیقی‌ای ترکیب شوند تا به سهم خودمان درکشان کنیم. (دوستی داشتم بعضی شعرهای حافظ را که می‌خواند گریه می‌کرد، حالا فکر می‌کنم کمی او را می‌فهمم.)   برای من غزلی از حافظ با صدا و […]

عقده مادر

پیش‌نوشت یک: بعضی کتابها هستند که ما را با دنیای بیرون آشنا می‌کنند؛ شگفتیهایی که وجود داشته و ما از آنها بی‌خبر بوده‌ایم مانند رمانها و سفرنامه‌ها و بعضی دیگر ما را به دنیای درون می‌برند، مثل کتابهای روانشناسی و برای من مانند کتاب “عقده‌ مادر و روابط زن و مرد” رابرت جانسون که خواندنش […]

پیاده‌روی

یکی از چیزهایی که معمولا حالم را خوب می‌کند، پیاده‌روی و به خصوص دویدن و فکر کردن به هیچ است. انگار که در آن لحظه ذهنت خالی از هر چیزیست و فقط دویدن برایت اهمیت دارد. هر از گاهی، بی‌نظم این کار را انجام می‌دهم. می‌دانم آن اثربخشی لازم را ندارد اما همین پیاده‌روی های […]