شعر دریا طغیان

چند روز است اینجا ننوشتم و نوشتن بعد از مدتی سخت‌تر می‌شود. شعری از فریدون مشیری می‌خواندم و بهانه‌ای شد تا اینجا از این حالت سکوت سنگین خارج شود. (امیدوارم فریدون مشیری بر من ببخشد.)   دریا صبور و سنگین می‌خواند و می‌نوشت: « من خواب نیستم خاموش اگر نشستم مرداب نیستم روزی که برخروشم و […]

نوشتن و میل به دیده‌شدن

ماههاست با کتاب راه هنرمند جولیا کامرون عزیز هستم و آن را لاک‌پشت‌وار پیش می‌برم.  ایشان در فصل بازیابی حس حمایت از خود در مورد شهرت- خطری که جریان خلاقیت را در فرد مسموم می‌کند- جمله ی تاثیرگذاری بیان کرده؛ ” به جای اینکه نویسندگی برای نویسندگی باشد، هدفش این می‌شود که مورد استقبال قرار بگیرد، […]

در ستایش قدرت نخواستن

آشنایی ازم پرسید پرستاری؟ و من با طیب خاطری که کمتر در خودم سراغ داشتم و کمی برایم عجیب بود گفتم نه. (با احترام به همه‌ی پرستارها) هیچ وقت نخواستم پرستار شوم. فکرکردم چه قدر خوب می‌شود آدم تکلیفش با بعضی موضوعها، آدمها، مسائل مشخص باشد، اینکه یک مسئله، یک شغل، یک آدم را نخواهد. […]

امکان هستی

چند روزی است در محل کارم در حین انجام سونوگرافی توسط پزشک، من نیز تصاویر آن را می‌بینم. یکی از سونوگرافیهای عجیب سونوگرافی بارداری است که برایم شگفت انگیز است. موجودی از عدم به وجود می‌آید، موجودی که می‌توانست نباشد اما اکنون هست. موجود به ظاهر ساده‌ی چند میلی‌متری که رشد می‌کند و تمایز می‌یابد. […]