بهمن عجیب

بهمن هم گذشت. با همه ی روزهای خوش و ناخوش. با همه ی خاطره های تلخ و شیرینی که بر روح ما نقاشی کرد و رفت اما یادگاریهایش بر دل ما ماند. با همه ی روزهای تکراری ای که در خاطرمان نماند. بهمن روزهای کشدار زیادی داشت. انگار روزها گذشته بود و اما همچنان همان […]

چطور به تنهایی سفر کنیم و لذت ببریم؟

از من اگر این سوال را قبل از روز جمعه می پرسیدند، می گفتم نمی دانم. هنوز هم نمی دانم اما فکر می کنم آن روز و بعد از سفر با خود، یک چیزهایی را یاد گرفته باشم. از سخت نگرفتن بر خود و دنیا و دوست داشتن خود، از اهمیت ندادن به حرف مردم […]

هنوز در سفرم

  در صفحه ی اول کتاب یادداشت اضافی، منصور ضابطیان قطعه ای از شعر سفر از کتاب هشت کتاب سهراب سپهری را آورده است: سفر مرا به در باغ چند سالگی ام برد… و ایستادم تا دلم قرار بگیرد، صدای پرپری آمد و در که باز شد من از هجوم حقیقت به خاک افتادم… کودکی […]

سفر و برگ اضافی

  پنج شنبه عصرها از آن روزهایی است که از اول هفته منتظرش هستم. تنها عصر غیر تعطیلی ای است که متعلق به خودم است و می توانم برایش برنامه ریزی کنم و خودم را دعوت کنم به پیاده روی و چای و کتاب. قرارگاهم همان کتابفروشی همیشگی است. همان “معراج” کتابخوانهای شهرم. از خواندن […]

بهتر است گاهی حرف بزنیم

پیش نوشت: این نوشته یک نظر و تجربه ی شخصی است و تمرین خودافشایی. مدرکی برای درستی حرفهایم ندارم اما برای خودم مفید بود و موثر. برای من که درونگرا هستم و از هرچه حرف بزنم، از خودم و درونیاتم بسیار کمتر می گویم و وقتی هم که حرف می زنم پشیمان می شوم، فکر […]

درباره آموزش رفتارگرا

پیش نوشت: آنچه نوشته ام یک نظر شخصی سطحی است. درس روانشناسی شناختی  را می خواندم که این پیام اختصاصی متمم به یادم آمد: “کسانی که با پاداش و تنبیه رشد کرده اند و همه چیز را آموخته اند من را نگران می کنند. آنها به چیزی شبیه یک برده تبدیل شده اند؛ یا یک […]

یک تصور خیلی اشتباه

فکر می کردم مرگ برایم مسئله ی حل شده ایست. برای من که دچار اختلال استرس پس از سانحه هم شده بودم، گمان می کردم با مسئله ی مرگ خود کنار آمده ام و اگر مرگ به سراغم می آمد برایم منتظره بود و منتظرش بودم. ترجیحم مرگ ناگهانی بود. (چه خیال باطلی) این ذهنیتم […]

این باران دوست داشتنی

نیمه شب، پنجره ی نیمه باز، نسیم خنکی که خودش را سر می دهد به اتاق، صدای باران، بوی خاک، سکوت بشر و محصولاتش. این روزها این همه تلاش کردم، این همه بهانه آوردم برای خودم تا کمی آرام بگیرم و الان این صدای باران چه آرامش عجیبی دارد. انگار طبیعت بخواهد آرامشش را یادآوری […]