درباره مسائل به ظاهر مهم و شب یلدا

  احساس رهایی دارم، احساس از بند آزاد شده. بالاخره این چند شب و روز سخت آخر آذرماه تمام شد. بالاخره این همه استرسی که الان فکر می کنم بیهوده تحمل کردم، تمام شد. فکر می کنم بعضی از رویدادها تا زمانی که اتفاق نیفتاده، به نظر بزرگ و مهم می آیند اما درست چند […]

به پاس دوستی ها

با  زهرا غلامی روز گردهمایی متمم آشنا شدم، بیست و ششم مرداد. دختری متواضع با لبخندی بر لب که بیشتر گوش می داد تا صحبت می کرد. ارتباطمان از آنجا شکل گرفت و گهگاهی احوال پرس هم به صورت نوشتاری بودیم. تعریفهایش را به پای خوبیش می گذارم وگرنه خود خوب می دانم آنچه او درباره […]

در مورد خلبان جنگ

با کتاب خلبان جنگ از طریق متمم آشنا شدم. خاطرات جنگی آنتوان دو سنت اگزوپری، خالق شازده کوچولو اولین بار دو ماه پبش شروع به خواندن کتاب کردم. چند صفحه ای خواندم اما مغزم آن را نمی پذیرفت و نیمه رهایش کردم تا سه روز پیش که دوباره خواندن آن را شروع کردم. متن کتاب […]

عطسه ذهن

سرفه های گاه و بی گاه. سر دردی ملایم که گاهی از بین می رود و دوباره ملایمتر بر می گردد. آبریزش از بینی و عطسه هایی عمیق که انگار مغز را سبک می کند. به این فکر می کنم چقدر خوب میشد اگر می توانستیم با مکانیسمی دفاعی شبیه عطسه، فکرهای آزاردهنده مان را […]

تجربه ای از هوای ابری

  احتمالا دیده اید یا شنیده اید یا شاید تجربه کرده اید وقتی دو نفر حرف مشترکی برای گفتن ندارند، یا حرف دارند اما به هر دلیلی آن حرفها بیان نمی شود، برای آنکه آن سکوت را بشکنند، از وضعیت هوا می گویند که چه قدر هوا گرم شده یا چقدر هوا خوب است یا […]

از مزایای نوشتن

  حدود دو سال پیش در کلاسهای انگیزشی دکتر علیرضا آزمندیان که به صورت هر دو هفته یکبار برگزار می شد، شرکت کرده بودم و در دو دفتر نکات آن کلاسها را یادداشت می کردم. هر چند وقت یکبار، زمانی که نیازمند یک محرک و انگیزاننده هستم یا بهانه ای برای غلبه بر حس ناخوشایند […]

برای برادری که با او نزیستم

این نوشته حال شما را خوب نخواهد کرد. برای عزیزترینی است که از دستش داده ام.   سلام رفیق جان، رفیقی که دیگر نیستی. بعد از تو دیگر به هیچ کس نگفته ام رفیق. بعد از تو حرفهای زیادی دارم و رفیقی که ندارم. تقویم و سال می‌گویند تو دیرتر از ما آمدی و اگر […]

درمورد ناگفته ها

“نشر هر مطلبی تجاوز خود خواسته به حریم شخصیمان است.”   مک لوهان از صفحه اینستاگرام معلم محمدرضا شعبانعلی   بعضی آدمها، فیلمها، نوشته ها و حرفهایی هستند که دوست داریم فقط برای خودمان باشد و درمورد آنها با هیچکس سخن نگوییم. چه آنها از عمیقترین احساسات و افکار ما ناشی می شوند و ممکن است […]

برداشت متفاوت ما از رویدادهای یکسان

    حدود دو ماه پیش، من و خواهرم، پله های درمانگاه بیمارستان را که رو به محوطه ی بیمارستان بود، همزمان داشتیم پایین می آمدیم. زن و مردی جوان و یک کودک روبروی پله ها و در پیاده رو، روی زیراندازی دراز کشیده بودند. پیش خودم گفتم چقدر مردم بیچاره اند. بیمارِ بستری شده […]