داستان معمولی بودن یا نبودن

من در خانواده ای معمولی در شهری معمولی با چهره ای خیلی معمولی به این دنیایی که اکنون در آن هستم، آورده شدم. خب فکر میکنم این معمولی بودن برای من مزیت است. لازم نیست مانند دوستم که در خانواده ای غیر معمولی در شهری غیر معمولی به روی زمین آورده شده، غیر معمولی باشم. […]

در مورد آدمهای پشت کتابها

[…] “صدای آرام نیچه او را غافلگیر کرده بود: لحن هر دو کتابش، برعکس، محکم، جسورانه، آمرانه و خشن بود. هر چه میگذشت برویر بیشتر متوجه تفاوت میان نیچه ی ساخته از گوشت و خون و نیچه ی نمایان در قلم و کاغذ میشد.” چند روز است به توصیه دوست عزیزی خواندن کتاب “وقتی نیچه […]

نسخه ی آدمهای شب بیدار

  پیش نوشت: نمیدانم حرفهایم چقدر درست یا منطقی هستند. صرفا تجربه های تا به اکنون خودم در مورد بیداری شبانه است. اولین بار که نوشته ی بالا را خواندم، احساس کردم بخشی از آن را میتوانم به خودم ارتباط دهم. آدمهای نیمه شب بیدار؛ آدمهایی که صادقند، آسیپ پذیرند و واقعی. آنهایی که در […]

ما و دارایی هایمان

یکی از پیامهای متمم که خوانده ام، جمله ای از چارلز شولتز بود: “سنگین ترین باری که بر دوشمان حس میکنیم، استعداد و توانمندی هاییست که مورد استفاده قرار نداده ایم.” یاد حرفهای چارلز بوکوفسکی در کتاب عامه پسند افتادم؛ “من با استعداد بودم. یعنی هستم. بعضی وقتها به دستهایم نگاه میکنم و فکر میکنم […]

از دیگران کمک بگیریم یا به خودمان متکی باشیم؟

  پیش نوشت: سالهاست برای فعال کردن اینترنت موبایل از سرویسهای اپراتور همراه اول استفاده میکنم و از اپراتور ایرانسل در مورد این مسئله اطلاعی ندارم. این را گفتم تا بهانه ای باشد بر این نابلدی و ناشیانه گری خودم.   برای اولین بار میخواستم از سرویس اینترنت ایرانسل برای خودم استفاده کنم. سیمکارتی که […]

هنوز ندانستن، بهتر از ندانستن است

در همایشی که موضوع آن تصویربرداری MRI و یافته های جدید آن در شناخت و بررسی بیماریهای مغزی بود و در دانشگاه تهران برگزار شد، شرکت کرده بودم. یکی از سخنرانان را از قبل میشناختم و در دوره های آموزشی فیزیک و تکنیکهای MRI  ایشان شرکت کرده بودم. استاد بنام و معروفی که از بزرگان […]

شیوه ی جدید استفاده از انسانها

پیش نوشت: این نوشته بیشتر خطاب به خودم است. اگر فعلها را جمع بسته ام به خاطر روان خوانده شدن متن است. یک: یکی از پیامهای اختصاصی من در متمم این بود: انسانها را دوست داشته باش و از اشیا استفاده کن. حتما میگویی بدیهی است. اما هرچه میبینم نمونه های وارونه ی این قاعده […]

وقتی که از خود دور میشویم

  بعضی وقتها ایده ای را که اکنون تبدیل به یک کسب و کار شده است و به نظر برایمان بزرگ و جدید و مهیج است، میخواهیم شروع کنیم. کاری که دوستش داریم و مدتها ذهن ما را درگیر کرده و باعث میشود روند زندگیمان را تغییر دهد و ما را وارد مسیری تازه با […]

آرام ما؛ موسیقی

پیش نوشت یک: حرفهایم پراکنده اند.  اصراری به درست بودن آنها ندارم، چه آنها نظر شخصی من هستند و خطا و سوگیری در آنها وجود دارد. پیش نوشت دو: این متن را حین گوش دادن به قطعه ی گذشته های دور آرمان نهرور نوشتم.   از من اگر بپرسند کسی که از موضوع مزمنی رنج میبرد برای […]

رد شویم یا بمانیم؟

داستان کوتاه ساعت من نوشته ی مارک تواین، از کتاب تلاش مذبوحانه با ترجمه ی مهرداد وثوقی، درمورد شخصیست که ساعتش را بسیار دوست دارد. ساعت بعد از هجده ماه کار کردن، از دستش به زمین می افتد. برای اینکه خیالش راحت شود که بلایی بر سر ساعتش نیامده، آن را پیش بزرگترین ساعت ساز […]