از خویش می روم که تو با خود بیاری ام*

  در سفر است. میخواهد بنویسد سفر به هیچ اما نمیشود. بی انصافیست به آنهایی که میخواهد ببیندشان. هیچ شاید برای خودش باشد. هیچ که قبلا نیز سفر به زندگی را تجربه کرده است. شنیده است حرفهای اهل سفر را. اما فکر میکند چه سودی داشته. چه تغییری کرده. هربار مثل قبل، هر دفعه همینطور […]

وقتی که با یک ساز میشود همزمانی داشت

  یکی از تمرین های درس کارگاه زندگی شاد متمم- درس چهاردهم- در مورد موسیقی و تاثیر آن در زندگی بود. اینکه موسیقی چقدر در زندگی ما تاثیر دارد. نظر من این بود: من متاسفانه، موسیقی زیاد گوش نمیدهم، اما در بیشتر موارد آرامم میکند. ده آهنگ مورد علاقه ام را فهرست کردم و هفت […]

#با متمم- دو

  پیش نوشت: این پست ادامه ی پست قبلیست. برای اینکه بهتر متوجه جریان شوید، بهتر است اول این پست را بخوانید. پذیرایی طبقه ی سوم سالن همایش بود. با نگار روی پله های این طبقات آشنا شدم. هر دو برای پذیرایی روی یک میز نشستیم. دختریست بسیار مهربان و معاشرتی. مجید صادقیان اولین ارائه […]

#با متمم – یک

  پنجشنبه، بیست وششم مرداد نود و پنج، روز عجیب و بزرگی بود برایم. شگفت انگیز و بسیار خوشحال کننده. یکی از به یادماندنی ترین اتفاقات تاثیر گذار زندگیم بوده. شرکت در گردهمایی بزرگ متمم ساعت ده دقیقه به هفت از منزل یکی از دوستان، بیرون آمدم و هفت و پانزده دقیقه میدان تجریش بودم. […]

هدیه ای از جنس شوق

امروز برای دوست عزیزی میخواستم هدیه ای بگیرم. نوشت افزارها و و مغازه هایی که جعبه کادو و کاغذ کادو میفروشند، حالم را خوب میکنند. مغازه هایی که فقط مختص همینهاست. مغازه های جعبه های کادو طبقه پایین بود. دیوارهای کناری پله ها پر بود از کاغذهای رنگارنگ زیبا. انگار این پله ها مرا به […]

کامنتی برای یک دوست- دو

پیش نوشت یک: فکر نمیکردم این پست ادامه ای داشته باشد و این چنین شود. از معجزه های کلام شهرزاد، این دوست عزیز متممی، همین است. پیش نوشت دو: خواستم برای بار سوم برایش کامنت بگذارم اما فکر کردم شاید زیادی طولانی میشود. این بود که در انتهای این پست، به طور مختصر، حرفهایم را […]

تچان، نامی که نا آشنا اما پرتکرار است

  داشتم در سایت چطور، پستگردی میکردم که عنوان یک پست برایم جالب بود؛ مدل تچان از آنجایی که این مفهوم برایم جدید بود و تابه حال آن را نشنیده بودم، برای درک بیشترش در گوگل نیز جستجویش کردم. ویکی پدیا آن را به زبان ساده توضیح داده. اگر بخواهم با فهم اندک خودم توضیح دهم، تچان یا […]

تمرینی برای نوشتن

پیش نوشت: در وبگردیهای بیهوده با موبایلم ( این بار هوده ای داشت.)، به طور اتفاقی موضوع نویسندگی نظرم را جلب کرد، سایت چطور مسابقه ی ماهیانه ی نویسندگی برگزار کرده است. خوشحال شدم وقتی دیدم من هم میتوانم در این مسابقه شرکت کنم. نه به خاطر جایزه اش، به این خاطر که این موضوع، […]

غبار غم برود…

  امروز بعد ازچند روز، دوست مشاورم را دیدم. باهم حرفهای گذشته را ادامه دادیم. از خیلی موضوع ها حرف زدیم. از اهمیت زمان و کم خوابیدن برای از دست ندادن زمان. از اینکه همسرش در شبانه روز بیشتر از سه ساعت نمیخوابد و نمیخواهد زمان را از دست بدهد. از اینکه سه دقیقه خواب […]

مهارتهای زندگی

  در دوران دانشجویی درسی داشتیم به نام مهارتهای زندگی. از معدود کلاسهایی که دوست داشتم. (درس بیماری شناسی را هم بسیار دوست داشتم.) صندلیها را دایره وار میچیدیم و همه، همکلاسیها و خانم معلم را میدیدیم. درسش بیشتر شبیه بازی بود. یادم می آید آخرین سوال پایان ترمش چیزی شبیه این بود؛ یک شکلک […]