چرا باید خودمان را تحسین کنیم؟

پیش‌نوشت: در مورد تحسین کردن، شاهین کلانتری عزیز پست خواندنی‌ای دارد به نام راز تحسین کردن و درباره‌ی تنبیه کردن، میثم مدنی عزیز در پست هیچ وقت برای تنبیه خود محروم نشوید! فعالیت کنید. به زیبایی درمورد این مفهوم توضیح داده‌است. به گمانم خواندن این دو متن، این پست را شفاف‎تر می‌کند.

 

بعضی وقتها شده پنج کار مهمتر روزانه‌ام را نوشته‌ام و سه موردشان را انجام داده‌ام و دو تای دیگر را نه. به خاطر آن سه کار انجام‌شده نه تنها خودم را تشویق نکرده‌ام که برای آن دوتای نافرجام، خود را سرزنش و حتی تحقیر کرده‌ام.

 

فکر می‌کنم چرا خود را انقدر بی‌رحمانه تحقیر و تنبیه می‌کنیم و جلاد ستمگری می‌شویم بر ضد خودمان و لذتی را که بایستی از کارهای انجام شده‌مان ببریم، به کام خود تلخ می‌کنیم؟ ریشه در کمالگرایی دارد؟ شاید.

تاسف‌انگیز است که هر روز این رویه را تکرار کنیم و توجهمان معطوف به کارهای نکرده‌مان باشد و در نهایت دلسرد شویم از انجام امور دیگر. چه بسا به جای آنها، فعالیت مهم دیگری انجام داده‌ایم اما همچنان چشممان به آن کارهای کذایی است.

 

من فکر می کنم گاهی باید با خودمان مهربان باشیم. به آن فعالیتهای مهم انجام شده‌مان فکر کنیم و به خاطرشان خود را تحسین کنیم که تجربه کرده‌ام همین تشویقهای کوچک و مستمر، محرک و اشتیاقی می‌شود برای انجام دیگر کارهای مهم‌مان.

ما در این رفتار انگار بخشی از وجود خودمان را نادیده می‌گیریم و مثل رفتار با یک امربَر بدون توجه به احساسات و نیازهایش، از او انتظار کار نهایی و تمام‌شده داریم، بدون اینکه به خاطر تکمیل کارهای قبلی از او تشکر کنیم و او را به ادامه ی این مسیر تشویق.

 

خودافشایی بزرگی است اما می نویسم، چند وقت پیش حدود یک ساعت مخاطب خودم شدم و حرفهایم را ضبط کردم و برای خودم گریستم. چند ساعت بعد وقتی صدایم را گوش دادم عمیقا دلم برای خودم و آن لحن صدایم سوخت که این “خود” چه دردی را تحمل می‌کند و “من” به او بی‌توجه است و نامهربانیها و سرزنشهایم به خود بیشتر از تحسین و دلگرمی و همدردی است.

 

فکر می‌کنم شاید همین “خود” لج کرده یا شاید هم امیدش برای بهبود رفتار “من” ته کشیده و برای همین است کارها را با تعلل انجام می‌دهد. شاید نیاز دارد به توجه که بگوید کارهای تمام شده‌ی زیادی را هم انجام داده‌ام و تشویق و تحسین بشنود.

 

این رفتار با خود شبیه رفتار بعضی کارفرماها و رئیس ها – و نه مدیران-  ای است که صرفا کار پایانی برایشان مهم است و به هر قیمتی که شده باید به اتمام برسد. در نگاه آن رئیس، کار انجام شده از سر وظیفه است و حال خوش و ناخوش افراد، دلسوزی و همدردی و تشویق و تحسین در آن سازمان جایگاهی ندارد.

سایمون سینک در کتاب “باهم برای بهتر بودن” جمله ی زیبایی در رابطه با همین موضوع دارد؛ “مدیریت به معنی مسئول بودن نیست، مدیریت یعنی مراقبت از کسانی که تحت سرپرستی شما هستند.”  فکر می‌کنم برای مدیریت خود و ساختن یک منِ بهتر لازم است دست از سرزنشهای بیهوده برداریم و با ملایمت بیشتری مراقب خودمان باشیم.

2 دیدگاه برای “چرا باید خودمان را تحسین کنیم؟

  1. حقیتا عالی بود.
    با اینکه نکته ی خاصی ندارم به مطلب شما اضافه کنم، اما ترجیح دادم با ارسال این کامنت از زحمات شما برای نوشتن این مطلب و خصوصا به اشتراک گذاشتن تجربه شخصی در مورد ضبط کردن صدا، از شما تشکر کنم.

    1. سلام آقای شکیبا
      ممنونم از لطف شما.
      خوشحالم این مطلب رو خوندین و دوست داشتین.
      درمورد ضبط کردن صدا، تجربه ی تازه و عجیبی بود برام و فکر نمی‎‌کردم انقدر احساسات خودم رو نادیده گرفته باشم.
      ممنونم برام پیام نوشتین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *