پنگوئنهای دِلِمان

یکی از آرزوهام این بوده که یه پنگوئن داشته‌باشم و اون رو توی فریزر خونه‌مون نگه‌داری کنم. این رو که به دیگران گفتم بهم خندیدن، گفتن نمیشه. اما من یه پنگوئن توی دلم دارم که هروقت پنگوئنهای دیگه رو می‌بینه به وجد میاد، خوشحال میشه که یکی مثل خودش رو دیده.

این پنگوئن توی دلم زنده ست برای همینه که از دیدن پنگوئنهای دیگه ذوق می‌کنه. فکرمی‌کنم این در مورد چیزهای دیگه هم صدق می‌کنه. وقتی یه نقاشی، یه خونه، یه کودک، یه رابطه رو می‌بینیم که به وجد میایم یعنی همون خونه، کودک، رابطه توی دلمون زنده ست. اینها هم دارن تو دل ما زندگی می‌کنن حتی اگر خودمون خبر نداشته باشیم ازشون.

خواستم بنویسم تصویر اونها را توی دلمون داریم ولی دیدم چیزی بیشتر از تصویره، چیزیه که در ما حضور و احساس داره و احساس ما رو هم برانگیخته می‌کنه.


شما هم توی دلتون از این پنگوئنها دارید؟

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *