پرندۀ آبی

لادن شایانفر، یکی از دوستان نازنینم، در گروه تلگرام کافه تحول از پرندۀ آبی و دورۀ افسانۀ شخصی آقای علی‌اکبر قزوینی نوشته بود. چیزی از پرندۀ آبی نمی‌دانستم، وقتی آقای قزوینی متن کامل شعر را در گروه قرار داد انگار آن پرندۀ آبی در قلبم بیدار شده‌بود. احساس می‌کنم همۀ ما یک پرندۀ آبی داریم که روزی که دیر نشده باشد باید رها و آزادش کنیم.

شعر از چارلز بوکوفسکی نویسنده و شاعر مشهور آلمانی- آمریکایی است.


پرنده آبی

پرنده‌ای آبی در قلب من هست

که می‌خواهد پر بگیرد

اما درون من خیلی تنگ و تاریک است برای او

می‌گویمش آنجا بمان نمی‌گذارم کسی ببیندت

پرنده‌ای آبی در قلب من هست

که می‌خواهد بیرون شود

اما ویسکی‌ام را سر می‌کشم رویش

و دود سیگارم را می‌بلعم

و فاحشه‌ها و مشروب‌فروشیها و بقالها

هرگز نمی‌فهمند که او آنجاست

پرنده‌ای آبی در قلب من هست

که می‌خواهد بیرون شود

اما درون من خیلی تنگ و تاریک است برای او

می‌گویمش همان پایین بمان

می‌خواهی آشفته‌ام کنی؟

می‌خواهی کارها را قاطی‌پاتی کنی؟

می‌خواهی در حراج کتابهایم در اروپا غوغا به پا کنی؟

پرنده‌ای آبی در قلب من هست که می‌خواهد بیرون شود

اما من بیشتر از اینها زیرکم

فقط اجازه می‌دهم شبها گاهی بیرون برود

وقتهایی که همه خوابیده‌اند

توی چشمهایش نگاه می‌کنم

می‌گویمش می‌دانم که آنجایی

 غمگین مباش

آن وقت فرو می‌دهمش

اما او آنجا کمی آواز می‌خواند

نمی‌گذارمش تا کاملا بمیرد

و ما باهم به خواب می‌رویم

انگار که با عهد نهانیمان.

و این آنقدر زیبا هست که مردی را بگریاند

اما من نمی‌گریم

شما چطور؟



از آقای سهیل رضایی و آقای دکتر علی‌رضا شیری معنای کلمه‌ای را آموختم به نام سایه؛ آن بخشی از وجود خود که آن را انکار و سرکوب می‌کنیم و اجازه بروز و مرئی شدنش را به دیگران و حتی به خود نمی‌دهیم. فکرمی‌کنم این پرندۀ آبی می‌تواند سایۀ ما باشد که او را پنهان می‌کنیم و اجازه پرواز و تجربۀ دنیای شگفت‌انگیز و فراتر از خود را به او نمی‎دهیم.

پی‌نوشت مهم: آقای سهیل رضایی در سایت خود، بنیاد فرهنگ زندگی، کلاس صوتی رایگانی به نام اصل شو وصل شو درمورد سایه قرارداده. اگر به این مبحث علاقه دارید می‌توانید آن را دانلود کنید و گوش دهید. 🙂

4 دیدگاه برای “پرندۀ آبی

    1. سلام رضا
      ممنونم برام کامنت نوشتی
      یاد این شعر استاد شفیعی کدکنی افتادم؛ چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی به شکوفه‌ها به باران برسان سلام ما را.
      این پرندۀ آبی باید از این کویر وحشت درون ما عبور کنه تا به رهایی برسیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *