والیبال و وضعیت زندگی

پیش‌نوشت: بیشتر از یک ماه است اینجا ننوشته‌ام. چه‌قدر دلم برای اینجا تنگ شده‌بود. امیدوارم بیشتر بنویسم.

روز جمعه بعد از مدتها والیبال دیدم، بازی ایران و صربستان. درحین دیدن بازی متوجه شدم وقتی توپ بیش از حد بین دو تیم ردوبدل می‌شود و با سرعت از سمت حریف وارد زمین ایران می‌شود، من ناخودآگاه از درون خودم را جمع می‌کردم و دستهایم را روی سرم می‌گذاشتم تا توپ به من برخورد نکند و آسیب نزند، درصورتی که بازیکنهای ایران مشتاقانه و هوشیار آمادۀ دریافت توپ بودند.

به گمانم توپ را می‌شود به چالشها و مشکلات وضعیت زندگی تشبیه کرد. کسی که ذهنش ترس از شکست دارد، سریع تسلیم می‌شود و واگذار می‌کند زندگی را، اجازه می‌دهد توپ و مشکلات به او آسیب بزنند بدون اینکه تلاش کند و در برابرشان بایستد اما کسی که آمادۀ دریافت است از آن توپ و چالش امتیاز خلق می‌کند. او نه تنها از این وضعیت فرار نمی‌کند بلکه مشتاقانه و منتظر به استقبال آنها می‌رود.

اصلا همین چالشهاست که روح او را تازه می‌کند و به زندگی‌اش معنا می‌بخشد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *