هیچ‌های معناساز

قبلترها فیلم ۱۲۷ ساعت را که بر اساس داستان واقعی کوهنوردی به نام آرون رالستون است، دیده‌بودم و خواندن متن انگلیسی خلاصه شده‌ی این داستان از سایت آموزش زبان انگلیسی هیوا مرا دوباره به یاد این فیلم انداخت.

با جستجو در مورد این فیلم به خلاصه‌ی دلهره آور کتاب “جایی میان صخره و سنگ” رسیدم که فیلم بر اساس همین کتاب نوشته‌شده.

 

به گمانم یکی از دلایل نجات آرون رالستون تصویرسازی‌اش است.

آرون را یک “هیچ” نجات داد. این هیچ یک تصویر توهم گونه بود که به او خاطر نشان می‌کرد باید به زندگی ادامه دهد، باید بین مرگ و زندگی، زندگی را انتخاب کند. تصاویری از آینده که دلیل زنده ماندن را برایش خلق کرد.

آرون از هیچِ شگفت یک تصویر می‌سازد، تصویر اینکه پسری دارد و او را در دنیای بیرون برای خود عینی می‌کند. (هفت سال بعد این تصویر برای او واقعی می‌شود و صاحب فرزندی به نام لئون می‌شود.)

 

من فکرمی‌کنم خیلی سخت است قبول کنیم ما روی یک هیچ زندگی می‌کنیم و این سخن را بپذیریم که زندگی به خودی خود معنایی ندارد و این ما هستیم که به زندگی معنا می‌دهیم، استیصال و استیلای انسان را هم‌زمان باهم نشان می‌دهد‌. این به نظرم موضوع شگفتی است.

به گمانم بعضی هیچ‌ها هستند که ما را نجات می‌دهند. مغز ما با این تصاویر، با این هیچ‌هاست که می‌تواند شرایط دشوار را تحمل کند و شرایط بهتری برای خود خلق کند.

 

بخشی از کتاب انسان خردمند (کتابی که زمین اعتقادی و وجودی زیر پایم را به شدت لرزاند و یک ماه آشفتگی شدید ذهنی داشتم و به خود می‌گفتم کاش این کتاب را نخوانده بودم اما الان خوشحالم که این کتاب را خوانده‌ام) هم درمورد همین هیچ‌های ساخته شده‌ی ذهن انسان است. درمورد پول و مذهب شاید حق با هراری باشد، یا شاید صرفا مدل ذهنی هراریند. نمی‌دانم.

شاید هیچ‌هایی هستند که بعدها آنها را به واقعیت تبدیل می‌کنیم یا شاید واقعیند و ما قادر به درکشان نیستیم اما این را می‌دانم بعضی هیچ‌های مفیدند که انسان را به ادامه‌ی زندگی تشویق می‌کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *