هشدارهایی که باید جدی گرفته می‌شدند

۱

حدود یک هفته پیش سایتم به دلیل امنیت پایین هک شده‌بود.

وقتی درمورد دلیلش در نت جستجو کردم توضیح داده‌بود اگر سایت به موقع به‌روزرسانی نشده باشد، یا آمار بازدید به طور ناگهانی کاهش یابد و یا با رمز عبور کنونی نشود وارد سایت شد، احتمال هک شدنش وجود دارد. من این علامتها را در سایت می‌دیدم و نمی‌دانستم اینها هشدار هستند، هشدار برای جلوگیری از بروز یک اتفاق ناخوشایند.

 

۲

فردریک فانژه و شارل ادوآرد رانگد در کتاب “مدیریت رفتارهای یکهویی، چگونه خشم و احساساتمان را مدیریت کنیم” درمورد تکانش‌گری توضیح می‌دهند؛ رفتارهایی ناخواسته که اول آنها را انجام می‌دهیم بعد درموردش فکر می‌کنیم، واکنشی که ناگهان از کوره در می‌رویم و شاید هم خودمان از انجامش تعجب کنیم.

نویسندگان توضیح می‌دهند ابتدا شرایط عادی است اما به تدریج که تنشهای درونی ما افزایش می‌یابند، به وضعیت آسیب‌پذیری و هشدار می‌رسیم. اگر این تنشها را مدیریت و مهار نکنیم وارد وضعیت بحرانی می‌شویم و رفتار تکانشی از خود نشان می‌دهیم.

برای مثال ما روزمان را با اتفاقهای ناخوشایند شروع کرده ایم؛ دیر بیدار شدن، ماندن در ترافیک، جا گذاشتن فایلها در خانه که باید آنها را به مدیرمان تحویل می‌دادیم. و وقتی همکارمان درمورد فایلها از ما سوال می‌پرسد بر سر او فریاد می‌کشیم و همه‌ی عصبانیت خود را روی او بروز می‌دهیم.

 

نمودار زیر از این کتاب این وضعیتها را نشان می‌دهد؛

هرچه شدت درونی و تنشهای ما بیشتر شود و آنها را مهار نکنیم، با افزایش زمان از شرایط عادی به وضعیت آسیب‌پذیری و سپس به وضعیت بحرانی وارد می‌شویم و رفتارهای یکهویی و تکانشی نشان می‌دهیم.

 

۳

می‌خواستم این نمودار را به وضعیت سایتم (و زندگی) ارتباط دهم؛ وبلاگم در وضعیت عادی بود، یعنی فکرمی‌کردم در وضعیت عادی است. علائم را می‌دیدم اما نمی‌دانستم اینها نشانه‌های هشدار هستند. باید برای کنترل و مهار آنها کاری می‌کردم اما چون نسبت به آن آگاهی نداشتم سایت وارد وضعیت بحرانی شد و هک شد و تازه فهمیدم چه اتفاق غیرمنتظره‌ای برایم افتاده.

 

۴

فکرمی‌کنم زندگی هم قبل از وقوع بحرانهایش، همین هشدارها، همین وضعیت آسیب‌پذیری را به ما گوشزد می‌کند؛ در روابطمان، در شغلمان، در اینکه چگونه زندگی‌مان را پیش می‌بریم، حالا چه با هشدارها آشنا باشیم، چه نباشیم.

 

وقتی بعد از دوسال کار در یک سازمان، دانش و مهارتمان چندان تغییری نکرده، لحظه‌ای می‌رسد که از خود می‌پرسیم واقعا داشتم در این مدت چه کار می‌کردم. این همان نشانه‌ی هشدار است.

من فکرمی‌کنم در جای خود ثابت ماندن و حرکت نکردن، می‌تواند ما را در یک وضعیت بحرانی قراردهد که حتی ممکن است برای خروج از آن دیر شده باشد.

شاید ببینیم در یک رابطه، در یک شغل کنار گذاشته شدیم و تعجب می‌کنیم از این مسئله. هشدارها قبلا به ما داده شده ولی نابینا و ناآشنا بودیم نسبت به آنها.

 

به گمانم آگاهی به هشدار، یک موضوع است و مدیریت آن یک موضوع دیگر. وقتی نسبت به یک هشدار ناآگاه باشیم، چطور می‌توانیم تشخیصش دهیم و مهارش کنیم؟

من فکر می‌کنم در وضعیت عادی باید با خطاها و شکافها آشنا شد که وقتی ظاهر شدند، در همان مرحله‌ی هشدار و قبل از اینکه وارد شرایط بحرانی شوند، جلوی آنها را گرفت.

 

 

پی‌نوشت یک: متاسفانه نوشته‌های سه ماه قبلم، بازگردانی نشدند. پشتیبانی شرکتی که از آن هاست را خریده بودم، ضعیف بود.

پی‌نوشت دو: محمدصادق اسلمی در بازگردانی سایت، بسیار به من کمک کرد، از او ممنونم. 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *