نوشتن از نوشتن

نوشتن، آب روی آتش است. برای آدمهای خشمگین، برای آدمهای عصبانی، برای آدمهای اندوهگین، برای آنهایی که از خودشان دور شده اند، برای آدمهایی با قلبهای غبار گرفته.

فکر می کنم نوشتن، نه یک مسکن موقت که یک روند درمان است. نوشتن به انسان فراموشکار، به انسان ناسپاس یادآوری می کند که چیزهای زیادی برای حال خوش وجود دارد، اما ذهن منفی یاب به دنبال کاستی ها می گردد و آنها را به خاطر می سپارد که گویی هر چه اتفاق افتاده، ناخوشی بوده.

در نوشتن از خود، دو نفر می شویم. آنکه می نویسد و آنکه درباره اش نوشته می شود. با او همدردی می کنیم، حرفهایش را می نویسیم، احساساتش و چرایی اش را متوجه می شویم و متاثر می شویم. اگر نوشتنی در کار نبود، شاید هیچ وقت او را نمی شناختیم.

در نوشتن است که می فهمی معجزه هنوز وجود دارد، که کلمات می توانند جادو کنند و به دنیای واقعی پا بگذارند.

نوشتن یادآوری می کند خیلی چیزها موقتی اند. خیلی چیزها آنقدر ارزش ماندن در ذهن را ندارند. خیلی چیزها حل شدنی اند.

در نوشتن است که به بعضی افکارمان می خندیم که چه تصاویر غیر واقعی ای از خود و دنیای پیرامونمان ساخته ایم، که خودمان را با همه ی ضعفهایمان، خطاهایمان، بپذیریم و دوست داشته باشیم.

من با نوشتن است که آرام می گیرم.

یک دیدگاه برای “نوشتن از نوشتن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *