قراردادهای نامرئی زندگی‌مان

من فکرمی‌کنم ما دنیایی از قراردادها و قوانین ثابت برای خود شکل داده‌ایم، مثالش اینکه ما با خود و به تقلید از آنکه دوستش داریم و خودآگاه یا ناخودآگاه از او الگو ساخته‌ایم، قرارگذاشته‌ایم که ارتباطهای اجتماعی‌مان را کم کنیم بدون اینکه واقعا فکرکرده‌باشیم که شاید خواستۀ او با ما همخوانی نداشته باشد، شاید برای ما هنوز زمان مناسبش نرسیده، شاید این نظر او کهنه شده و الان دیدگاه متفاوتی داشته باشد اما ما همچنان با این باور پیش می‌رویم و این برایمان رنج‌آور است. ما گاهی آنقدر با آن عجین شده‌ایم که یادمان می‌رود خودمان و به تقلید از دیگری این را وضع کرده‌ایم.

ما خودمان پروکروستِس خودمان می‌شویم و می‌خواهیم هم‌اندازه تخت قراردادهایمان شویم و به اجبار آنها را اجرا کنیم. گاهی هرچه قدر هم تلاش کنیم نمی‌توانیم نسبت به آنها انعطاف‌پذیر شویم.

به گمانم می‌توانیم ساختار قراردادها را بشکنیم و طرح خود را بکشیم، می‌توانیم فکرکنیم چرا با وجود انجام آن کار خشنود نیستیم، شاید ما به چیزی برخلاف آنچه الان داریم انجام می‌دهیم، نیاز داریم.

2 دیدگاه برای “قراردادهای نامرئی زندگی‌مان

    1. حسنا جان ما بعضی از آدمها رو دوست‌داریم و خودشون، افکارشون و کلامشون رو به عنوان الگو درنظرگرفتیم و فکرمی‌کنیم باید مثل اونها زندگی‌کنیم.- اونها رو به واسطه نوشته‌هاشون دوست داریم و حضور فیزیکی‌ای در بین ما ندارند یا بسیار کم حضور دارند- اما بعضی خواسته‌های اونها خواسته‌های ما نیستن و در تضاد با هویت ما هستن. یادمون رفته که درنهایت با هم متفاوتیم و نظر ما هم می‌تونه بسیار متفاوت باشه.

      حتی شاید کلامشون رو اشتباهی برداشت کردیم و داریم با یک برداشت اشتباه زندگی می‌کنیم. شاید اون گفته‌هاش مربوط به همون لحظه بوده‌باشه و شایدهای دیگری که ما اونها را قطعیت دونستیم و اونها را دانای همه‌چیز در ذهنمون ثبت کردیم.

      بعضی خواسته‌های این آدمای دوست‌داشتنی غذای روح همون آدمهاست، مناسب ما نیست. انجام اون کار مثل خوردن یک غذای نامناسب می‌تونه ما رو خفه کنه.

      من فکرمی‌کنم اون چیزی که رنج‌آوره اینه که ما از خودمون دور میشیم و میخوایم در قالب یک آدم دیگه زندگی کنیم و اینها مربوط به اشتباههای خودمونه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *