شعر دریا طغیان

چند روز است اینجا ننوشتم و نوشتن بعد از مدتی سخت‌تر می‌شود. شعری از فریدون مشیری می‌خواندم و بهانه‌ای شد تا اینجا از این حالت سکوت سنگین خارج شود. (امیدوارم فریدون مشیری بر من ببخشد.)

 

دریا صبور و سنگین

می‌خواند و می‌نوشت:

« من خواب نیستم

خاموش اگر نشستم

مرداب نیستم

روزی که برخروشم و زنجیر بگسلم

روشن شود که آتشم و آب نیستم.»

 

دکتر علیرضا شیری می‌گوید ما داده‌هایی را از اطراف خود جمع می‌کنیم که باورهای مرکزی ما را تایید کنند، چند روز است با خواندن این شعر دوباره یاد جسارت و عصیان آن” تعطیلات رمی، “لنی” خداحافظ گری کوپر و  “وال ای و ایوا”ی انیمیشن WALL-E افتادم. آنها می‌خروشند و طغیان می‌کنند، خوشا به حالشان.

یک دیدگاه برای “شعر دریا طغیان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *