دنیای بی صبری

پیش نوشت: این متن بیشتر یک دل نوشته است و تمرین خود افشایی. اگر حرفهای پدرم، دکتر علیرضا شیری و سیمون سینک و لینک پست محمدرضا شعبانعلی نبود، می نوشتم این متن ارزش خواندن ندارد.

 

این روزها زیاد در مورد صبر کردن و تاب آوردن فکر کرده ام، طاقتی که کمتر دارم و به خاطر نداشتنش یا کم داشتنش خسارتهایی به زندگیم زده ام و آدمهایی که  آزرده خاطرشان کرده ام. با خود می گویم چه صبری دارند در برابر این بی صبری و کم تحملی من.

یکی از این با ارزش ترین آدمهای زندگیم پدرم است. ایشان در مورد صبر و طاقت آدمها مثال جالبی زد، اینکه آدمها شبیه درختند. درختی که در برابر طوفان و باد طاقت نیاورَد، سرانجام می شکند. برای اینکه بتواند در امان بماند، باید خود را در برابر آنها خم کند، وگرنه خودش باعث شکستن خودش می شود. انسان هم همینطور است. اگر قدرت تاب آوردن و خم شدن نداشته باشد، با هر طوفان و شرایط سختی خواهد شکست. حرفش را می فهمیدم و هم او می دانست و هم من که من شبیه همان درختی هستم که صبر و انعطاف پذیریم کم است.

برایم سخت است تحمل کردن آدمها و شرایطی که مطابق میلم نیستند. سخت است صبوری کردن در برابر حرف دیگرانی که می دانی درست نمی گویند. اما این مسئله را دیگر نمی شود نادیده گرفت و ارتباط با آدمها را هم ادامه داد و با همین نگرش بی صبوری، زندگی را پیش برد. فکر می کنم یکی از چیزهایی که باید یاد بگیرم همین صبوری، سازگاری و انعطاف پذیری است.

 

اینها افکار این روزهای من بوده و آدم بیشتر در اطرافش آن چیزهایی را می بیند و یا می شنود و یا به یاد می آورد که مربوط به دغدغه ی ذهنی همان روزهایش باشد. یاد حرف دکتر علیرضا شیری افتادم که می گفت عامل مهمی که تعیین می کند شما زندگی خوبی داشته باشید، قدرت سازگاری کردن است. (نه تو سری خوردن)

اخیرا هم در کانال تلگرام ایشان، ویدئویی در مورد صبر کردن از سیمون سینک دیدم که حرفهایش تامل بر انگیز بود و تلنگر خوبی بود برایم. سینک از صبر نکردن می گوید و ارضای فوری نیازها. اینکه نسل جدید تقریبا هر چیزی را می تواند فورا به دست بیاورد، به جز رضایت از شغل و بهبود رابطه که اینها نیازمند تداوم و صبر هستند.

 

پی نوشت یک: این ویدئو دو قسمت است. اگر مایل بودید این ویدئو را ببینید، فکر می کنم بهتر باشد هر دو قسمت اول و دوم را ببینید. 

پی نوشت دو: رفتار مجری برنامه برایم خیلی جالب بود. اینکه سکوت کرده بود و فعالانه گوش می داد و میان حرف مهمان برنامه حرف نمی زد. داشتم در مورد inside quest سرچ می کردم که متوجه شدم اسم ایشان  Tom Billeyu کارآفرین و سخنران انگیزشی آمریکاییست.

پی نوشت سه: محمدرضا شعبانعلی پستی خواندنی دارد به نام زندگی در شتاب و تراکم

پی نوشت چهار: امروز حرف سیمون سینک را گوش کردم و حدود شش ساعت موبایلم را همراه نداشتم. تجربه ی جالبی بود برایم. فکر می کنم می شود چند ساعتی بدون داشتن موبایل هم زندگی کرد و احساس بدی نداشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *