در ستایش قدرت نخواستن

آشنایی ازم پرسید پرستاری؟ و من با طیب خاطری که کمتر در خودم سراغ داشتم و کمی برایم عجیب بود گفتم نه.

(با احترام به همه‌ی پرستارها) هیچ وقت نخواستم پرستار شوم.

فکرکردم چه قدر خوب می‌شود آدم تکلیفش با بعضی موضوعها، آدمها، مسائل مشخص باشد، اینکه یک مسئله، یک شغل، یک آدم را نخواهد. نه اینکه صرفا خود را با دلیل و منطق راضی کند که از آن بگذرد، نه. چیزی قدرتمندتر از این. انگار که با تمام وجود آن را نمی‌خواهد. شادی عمیقی است به نظرم، انگار فارغ از دو جهان هستیم.

 وبعد آن مسئله‌ای که نمیخواهیمش کنار گذاشته می‌شود. حالا می‌دانیم برای انتخاب، گزینه های کمتری داریم و به احتمال زیاد بهتر انتخاب می‌کنیم. در بحث هدف‌گذاری هم می‌گویند فکرکنید چه چیزی در زندگی‌تان نمی‌خواهید، آن وقت خواستن‌هایتان مشخص می‌شوند.

 

با جستجوی اینترنتی درمورد قدرت نخواستن به کتاب بازنویسی ذهن از محسن مخملباف رسیدم و به روشنی در مورد خواستنهای رنج‌آور و آسودگی نخواستن توضیح داده؛

بودا را به عنوان سمبل نخواستن می‌شناسیم. او می‌گوید: عمر کوتاه ما نسبت به عمر بلند هستی، مثل عبور یک شهاب می‌ماند. ما در این عمر کوتاه به دنبال چه هستیم؟ پاسخ او این است: نیروانا یا بهشت روی زمین. بودا می‌گوید: این بهشت به دست نمی‌آید مگر با نخواستن. چرا که هر خواسته‌ای رنجی برای ما می‌آورد و ما را از آن بهشت دور می‌کند. شما می‌خواهید به یک ثروت، یک قدرت، یک علم و تخصص برسید، از لحظه‌ای که این آرزو در شما شکل می‌گیرد، رنج شما نیز شروع می‌شود و تا لحظه‌ای که شما به آن رویا برسید، در رنج خواستن آن چیزها هستید. بدون آن چیزها زندگی در ذهنتان کامل نیست. احساس کمبود و نقصان می‌کنید و همین فکر منجر به احساس رنج در شما می‌شود.” (صفحه ۶۹)

 

و در مورد رویاهای القاشده به ما استعاره زیبایی را بیان می‌کند؛

می‌گویند فاخته در لانه ی پرندگان دیگر تخم می‌گذارد. هنگامی که پرندگانی که فاخته در لانه ی آنها تخم گذاشته وارد لانه می‌شوند، به خیال آنکه این تخم را خودشان گذاشته اند روی آن می‌نشینند. غافل از اینکه این تخم فاخته است. بسیاری ازفکرهای ما نیز فکر فاخته است. اما گمان می‌بریم این فکر از خود ماست.” (صفحه ۷۲)

 

امیدوارم این فکرهای فاخته در ما کم شود.

3 دیدگاه برای “در ستایش قدرت نخواستن

    1. سلام آقای ایرانی
      برای منم جالب بود که یک نویسنده ایرانی به طور مستقیم و بدون ترجمه ی اثر دیگه ای، به زبان شیوا از خطاها و دشواریهای ذهن نوشته. (شاید نویسنده های ایرانی دیگه ای هم این کار رو انجام داده باشن، متاسفانه من نمی دونم.)
      این کتاب چاپ لندنه و نتونستم لینک خرید اون رو پیدا کنم. yon.ir/QLjRM

      ممنونم برام کامنت گذاشتین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *