خود چه می‌خواهد؟

در یکی از کلاسهای صوتی آقای سهیل رضایی، ایشان گفته‌بود بعضی کودکان برای داشتن یک وسیله، یک اسباب‌بازی به شدت گریه می‌کنند و وقتی آن را به دست می‌آورند و برایشان خریداری ‌می‌شود، توجهی به آن نمی‌کنند و حتی اصلا با آن بازی نمی‌کنند و ما تعجب می‌کنیم که مگر همین چندثانیه پیش برای آن گریه نمی‌کردند پس چرا حتی به آن نگاه هم نمی‌کنند. ایشان می‌گفت چون کودکان نمی‌دانند واقعا آن وسیله را می‌خواهند یا نه و آن را به رفتار این‌چنینی بزرگترها ارتباط داد.

این نکته برایم جالب بود. فکرمی‌کنم ما هم بعضی‌وقتها اینگونه رفتار می‌کنیم؛ وقتی ما خودمان هنوز تکلیفمان با خودمان و رویاهایمان مشخص نیست و نمی‌دانیم خواسته‌هایمان چیست، وقتی نمی‌دانیم از زندگی چه می‌خواهیم، بهترینها را هم که به دست بیاوریم، بهترینها را هم که به ما بدهند باز ناراضی هستیم و از داشتنشان احساس خشنودی نمی‌کنیم، چون نمی‌دانیم واقعا آن را می‌خواسته‌ایم یا نه، آیا آن خواستۀ ما فکر فاخته بوده یا واقعا به خودمان تعلق داشته.

ما باید تکلیف خودمان را با خواسته‌های درونی خود مشخص کنیم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *