تکنولوژی و آینه سیاه

پیش‌نوشت: این متن نوشتۀ کوتاهی دربارۀ یکی از قسمتهای سریال آینه سیاه است و برای مخاطبی که سریال را ندیده، شاید مبهم باشد.

سریال Black Mirror را به پیشنهاد یکی از دوستانم دیدم، سریال جذابی در مورد تسلط تکنولوژی بر انسان.

قسمت دوم فصل اول، Fifteen Million Merits، انگار داستان عصر حاضر ما را روایت می‌کند. آدمهایی که رکاب می‌زنند می‌دوند بدون اینکه به جایی برسند، به جایی هم اگر برسند آنجایی است که دیگران برای آنها تعیین کرده‌اند نه خود آنها، نه اشتیاق و سرشت آنها.

آنهایی هم که از دویدن برای دیگری و به سود دیگری خسته شده‌اند، آنهایی که فهمیده‌اند شاید همۀ اینها بازی است و دیگر انگیزه‌ای برای رکاب زدن ندارند، پیاده شدن و انصراف آنها به منزلۀ سقوط آنها از آن طبقه و به سخره گرفتنشان است.

حتی اگر یکی از آنها بر ضد وضعیت موجود قیام کند، بازی وسوسه‌انگیز دیگری برایش دارند. برایش قفس بزرگتر و شیکتری تدارک می‌بینند تا همچنان زندانی آنها باقی بماند اما سرشت آدمی میل به آزادی دارد.

سکانس آخر فیلم را بسیار دوست ‌دارم؛ بینگ -آن که قیام کرده بود و از این بازی به ستوه آمده بود اما وارد بازی بزرگتری شد- در اتاقی که حالا چند برابر بزرگتر از اتاق قبلی‌اش است، ابزار اسارتش را کنار می‌گذارد پشت به تکنولوژی، پشت به همۀ آنچه که به دست آورده و به او به دست داده‌اند، با چشمانی عریان رو به طبیعت، رو به سرشت خود می‌ایستد اما حجابی قوی، پنجره‌ای بزرگ بین او و خود حقیقی‌اش وجود دارد.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *