بر مدار فراوانی

1

مدت زیادی است که به ثروت و پول فکرمی‌کنم. به اینکه از چه طریقی می‌شود پولدار شد. اما در نهایت به این نتیجه می‌رسیدم که پای ما لنگ است و منزل بس دراز، دست ما کوتاه و خرما بر نخیل. (+)


2

یکی از سرگرمیهایم حل کردن جدول است. پیش آمده که وقتی می‌خواهم ذهنم را آرام کنم، وقت خوشی برای خودم داشته باشم یا از فکرکردن به موضوعی یا انجام کاری فرار کنم به جدول پناه می‌برم.

داشتم جدول متقاطعی حل می‌کردم که هم‌معنی “کم‌بها” سوال شده بود. نوشتم “ارزان”

می‌گویند کلمه جان دارد، آن لحظه زنده‌بودن این کلمه‌ها را واقعا حس کردم و برایم پررنگ به نظر رسیدند.
متوجه شدم که وقتی دنبال تخفیفها دنبال چیزهای ارزان هستیم یعنی بهای کم را می‌خواهیم. لایۀ زیرین ذهنمان بهای کم را برایمان طراحی، برنامه‌ریزی و اجرا می‌کند بعد خودِ آگاهمان با وجود تلاشها و میل به ثروت، تعجب می‌کند که چرا باز هم نشد، چرا خبری از پول و ثروت و فراوانی نیست. خودِ آگاهمان بی‌خبر است از این موضوع و رنج می‌بریم از این نشدنهای تکراری.


3

در فیزیک در برخورد یک فوتون با ماده (که از الکترون تشکیل شده) پدیده‌ای اتفاق می‌افتد به نام اثر فوتوالکتریک. در این برخورد احتمال شرکت الکترونهایی که در لایه داخلی قرار دارند، بیشتر است. (این الکترونها استحاله پیدا می‌کنند و به فوتوالکترون تبدیل می‌شوند.)

الکترونهای آزاد، الکترونهایی که در مدار خارجی هستند و به اتم متصل نیستند نمی‌توانند در این برخورد شرکت کنند و به آن، برخورد قدغن می‌گویند.

حالا ما برای اینکه در برخوردهای ثروت شرکت کنیم باید ذهنمان روی مدار داخلی، مدار فراوانی تنظیم شود. ذهن ما الکترونهای آزادی است که در دوردست قرار گرفته، انرژی پایینی دارد و نمی‌تواند تغییر کند حالا هرچه‌قدر هم که مایل باشد. ثروت برای این ذهن قدغن است.

آن الکترون آزاد، آن ذهن دیگر مناسب ما نیست، باید رهایش کنیم. باید مدار خود، مکان خود را تغییر دهیم و به لایه‌های داخلی منتقل شویم تا به جاذب انرژی و فراوانی تبدیل شویم. ما به ذهنی در مدار داخلی نیاز داریم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *