با کتاب- هربار که معنی زندگی را فهمیدم عوضش کردند

کتاب “هربار که معنی زندگی را فهمیدم عوضش کردند” که شاهین کلانتری عزیز آن را معرفی کرده بود، درباره منتخبی از جمله‌های قصار فلاسفه‌ی بزرگ دنیا و توضیحها و تحلیلهای شخصی نویسنده درمورد هرکدام از آنهاست.

دنیل مارتین کلاین، نویسنده‌ی این کتاب و درس خوانده‌ی رشته فلسفه متولد ۱۹۳۹ میلادی است و در زمان تالیف این کتاب ۷۵ سال داشته.

 

او درمورد پرسشها و دغدغه‌هایی نوشته که بیشتر ما هم آنها را در ذهن داریم و دغدغه‌ی ما هم هست و جوابی برای آنها پیدا نکرده ایم؛ مسائلی درباره معنای زندگی، خلق معنای زندگی، چگونه زیستن، رنجها و لذتهای زندگی و چگونه فکرکردن.

 

کتاب را که می‌خواندم ( و هنوز خواندنش تمام نشده) احساس می‌کردم در یک ایوان زیبا در یک روز بهاری روبروی مرد سالخورده‌ای نشسته‌ام و از همان ابهامها و سوالهای بی‌جوابی حرف می‌زند که در ذهنم داشته ام. انگار که ما جوانی اوییم و او جوانی اش را و آنچه را که از زندگی فهمیده برای ما روایت می کند.

به حرفهایش که گوش می‌دهیم خوشحال می‌شویم که او دغدغه ها و سوالهای ترسناک و تاریک ما را داشته و حالا در دهه‌ی هشتم زندگیش برایمان از همان سوالها و چرایی زندگی با خاطری امیدوار و نسبتا مطمئن صحبت می‌کند و از این آرامشش آرام می‌شویم.

اگرچه بعضی حرفهایش کمی ما را می‌ترساند اما به ما یادآور می‌شود این ترسها و توحشها می‌گذرند و خیالمان را آسوده می‌کند به ادامه‌ی زندگی.

 

یکی از جمله های قصاری که درموردش توضیح می‌دهد، جمله ای از جان بارت رمان‌نویس اگزیستانسیالیست امریکایی است؛

“با عنایت به قدرت تحلیلی که شما دارید، در مورد مسئله انتخاب یک مشکل بزرگ وجود دارد. با توجه به انتخابهای دلپذیری که می توانید داشته باشید هیچ انتخابی برای مدتی طولانی نمی‌تواند انتخاب مطلوبتان باقی بماند. انتخابهای دیگر روز‌به‌روز خواستنی‌تر و دلپذیرتر به نظر می‌آید و در نهایت به این نتیجه می‌رسید که انتخاب شما پست‌ترین و بدترین انتخاب بین موارد موجود بوده.”

 

دنیل کلاین در توضیح این جمله به  دوستی به نام حبیب اشاره می‌کند که گرفتار مخمصه‌ی انتخاب از بین گزینه‌های متنوعش [در روابط شخصیش] شده و از هورنر شخصیت رمان پایان جاده‌ی جان بارت که دچار ناتوانی در انتخاب بین تمام گزینه‌های موجود شده.

 

“گمانم مشکل حبیب و هورنر تحلیل اشتباهشان از انتخاب است. به نظر آنها امتیازات گزینه‌های انتخاب نشده خیلی بهتر از مزایای تک گزینه‌ی انتخاب شده است. این وسط مرتکب یک اشتباه بدیهی می‌شوند: مزایای تمام گزینه‌های دیگر را با مزایای گزینه‌ای که انتخاب کرده، مقایسه می‌کنند.

چرا چنین محاسبه‌ی غلطی انجام می‌دهد؟

چون این خطایی است که حتی باهوش‌ترین افراد نیز مرتکبش می‌شوند. ما در عالم تصورات و خیال، تمام احتمالات و تمام مزایا را می‌خواهیم درحالی که در عالم واقعیت ما فقط یک گزینه را در یک زمان می‌توانیم انتخاب کنیم. همین کافی است که یک نفر را دچار غم و حسرت اگزیستانسیالیست کند.”

 

جمله قصار جان بارت و توضیحهای دنیل کلاین این موضوع را برایم یادآور شد که چرا بعضی وقتها با خرید از یک فروشگاه یا مغازه بزرگ که کالاهای متنوع با برندهای گوناگون دارد، به جای اینکه از خرید خود خوشحال باشیم و لذت ببریم ذهنمان درگیر این مساله است که اگر به جای کالای x با برند a، برند b و یا c و یا d را می خریدیم بهتر نبود؟ حتی شاید هم احساس بازنده‌بودن داشته باشیم و افسوس بخوریم و فکر کنیم که چرا خرید درمانی بر بهبود احساسمان تاثیر ندارد؟

 

باتوجه به توضیحهای کلاین به این دلیل که مغز ما مجموع امتیازهای انتخاب شده و نشده را هم‌زمان باهم می‌خواهد اما ما فقط امتیاز یک گزینه را در اختیار داریم.

اما حتی اگر همه امتیازها را باهم داشته باشیم آیا می‌شود از همه در یک زمان استفاده کرد و لذت برد؟ نمی‌شود به گمانم.

یادم است در دانشگاه جشنواره‌ی غذا برگزار شده بود و روی میزها غذاهای متنوع. دوستی می‌خواست همه‌ی این امتیازها و لذت چشیدن این غذاها را باهم داشته باشد، نتیجه‌ی تجربه‌ی همه‌ی گزینه‌ها حالت تهوع و دل پیچه بود برایش.

 

دلیل دیگر لذت نبردن از خرید در بین گزینه های متنوع اینست که انتخاب کردن به جز هزینه درد هم دارد، در درس تو به جای من انتخاب کن متمم، در مورد دشواری انتخاب توضیح می‌دهد و با خواندن دوباره ی این درس، متوجه شدم توضیح دنیل کلاین را می‌شود به آزمایش شواترز ارتباط داد که در این آزمایش ما مجموع امتیازهای ازدست داده را با تنها امتیاز به دست آورده مقایسه می‌کنیم و احساس از دست دادن و باختن می‌کنیم و در توضیحات کلاین ما حریص‌مندانه تمام امتیازات را می‌خواهیم.

2 دیدگاه برای “با کتاب- هربار که معنی زندگی را فهمیدم عوضش کردند

  1. سلام
    وقت بخیر
    تحلیل جالبی دارید
    پیشنهاد میکنم یکبار هم بعد از اتمام کتاب بدون توجه به تحلیل فوق تحلیل کنید
    و در قسمت انتها که فرمودید انتخاب هزینه و درد دارد . در واقع هر تغییری درد و هزینه دارد
    و در کل تجزیه و تحلیل جالبی داشتید

    1. سلام آقای کریم نژاد
      ممنون از شما
      پیشنهادتون رو حتما در فرصت مناسب انجام می دم. فکر می کنم برای این کار یکبار دیگه باید کتاب رو کامل بخونم.
      بله، درسته هر تغییری درد و هزینه و از دست دادن به ازای به دست آوردن داره.
      ممنونم برام کامنت گذاشتین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *