اهدافمان را به دیگران اعلام کنیم یا نه؟

فروردین و عید بهانه های خوبی بودند برای هدف گذاری های جدید و تجدید نظر در آنها. به این فکر می کردم که آیا اهداف و خواسته هایمان را به دیگران بگوییم یا نه؟

 

سایت psychology24 در نوشته ای در مورد بیان هدفها یا سکوت کردن در مورد آنها دلایلی را توضیح می دهد؛

همان اول کار، تکلیف را روشن می کند که جواب قطعی واضحی برای این سوال وجود ندارد.

این سایت در مورد مطالعه هایی توضیح می دهد که به ما می گوید در بیان اهدافمان سکوت کنیم:

با توجه به چندین مطالعه، گفتن اهداف به دیگران باعث می شوند که آن هدفها کمتر اتفاق بیفتند. وقتی هدفی را با دیگران در میان می گذاریم و دیگران آن را تایید می کنند، مثل این است که آن کار را قبلا انجام داده ایم. روانشناسان به آن “واقعیت اجتماعی” می گویند. مغز، هدف تایید شده را بخشی از شخصیت می کند و باعث آزادسازی هورمون پاداش (دوپامین) می شود. متاسفانه این احساس رضایت و شادی، مغز را گول می زند که فکر کند آن کار قبلا انجام شده، بنابراین انگیزه ی کمتری برای انجام دادن آن هدف داریم. (مغز نمی تواند بین واقعیت و خیال تفاوت قائل شود.)

 

دلیل دیگر سکوت کردن درمورد اهدافمان اینست که نیاز داریم در شرایط رسیدن به هدف آرام و خونسرد باشیم. برای مثال آدمهای زیادی هستند که زمانی که آزمون رانندگی دارند، این موضوع را به دوستانشان نمی گویند. نگرانی از قبول نشدنشان، می تواند روی عملکرد امتحانشان تاثیر نامطلوب داشته باشد.

 

دلیل دیگر درمورد کارهای ماست که درموردشان قضاوت و اظهار نظر می کنند و ممکن است برایمان مفید نباشد. برای مثال به دیگران بگویید می خواهید رژیم غذایی لاغری بگیرید، آنها به غذای شما دقت می کنند. این می تواند تصمیم ما را برای کاهش وزن از بین ببرد چون هیچ کس دوست ندارد کنترل شود و میل طبیعی ما اینست که مخالف آن چیزی را انجام بدهیم که فشار و انرژی بیشتری احساس می کنیم. (کار راحت را به کاری که زحمت بیشتری دارد، ترجیح می دهیم.)

 

از طرف دیگر، بحثهای دیگری در مورد صحبت کردن راجع به اهداف وجود دارد؛

مزیت در میان گذاشتن هدف با دیگری، جوابگو بودن در مورد آن هدف است. می دانیم که یک نفر هست که دائم پیگیری می کند که ما آن هدف را انجام داده ایم یا نه. [ اینجا دیگه واقعا گیر میفتیم. اینا از همون آدم خوبان ؛) ]

یک مثال جالب نوشته، شما می توانید اطلاعات حساب بانکیتان را به این شخص بدهید و در صورتی که به هدف نرسیدید، پول موجود در حسابتان را به حساب یک نفر دیگر واریز کند یا از او بخواهید پول را به خیریه پرداخت کند. [ من ترجیح می دم از این روش استفاده نکنم، موجودی حسابم صفر میشه.]

[ در مورد ترس از دست دادن پول، آزمایشگاه ThinkGeek ساعت جالبی را طراحی و ساخته برای کسانی که برای دوباره خوابیدن، از دکمه ی snooze زیاد استفاده می کنند. با هر بار فشار دادن این دکمه، ساعت “SNŪZNLŪZ ”، مبلغ مشخصی را از حساب بانکیتان، به حساب یک موسسه منتقل می کند.

شاهین کلانتری عزیز هم درمورد راه حلی برای دوباره نخوابیدن این پست ارزشمند را نوشته.]

 

دلیل دیگر گفتن هدف به دیگران، توانایی کمک آنها به ماست. مشاوره خواستن، ما را نیازمند می کند که حداقل با یک نفر در مورد هدف و برنامه مان صحبت کنیم.

در میان گذاشتن یک هدف با یک نفر دیگر می تواند یک استراتژی خیلی خوب باشد. مثلا زوجهایی که با هم تصمیم می گیرند وزن کم کنند، شانس بیشتری برای انجام دادن این کار دارند.

در آخر هم می نویسد جواب این سوال به فاکتورهای بسیار زیادی بستگی دارد. به ماهیت هدفمان، به افرادی که می شناسیم و به ترجیحات خودمان.

یادتان باشد که اگر می خواهید در مورد هدفهایتان به دیگران بگویید، مطمئن شوید که انگیزه ی شما را از بین نبرند و به روشی بگویید که رضایت خاطری به شما ندهند که بحث واقعیت اجتماعی برایتان پیش بیاید.

 

Derek Sivers موسیقی دان، نویسنده، کارآفرین،  در سال ۲۰۱۰ سخنرانی ای در TED داشته با عنوان Keep your goals to yourself.

او توضیح می دهد وقتی هدفی را به دیگران می گوییم و مورد تشویق قرار می گیریم، پدیده ی واقعیت اجتماعی شکل می گیرد که نوعی ترفند برای ذهن است و احساس می کند به هدف رسیده، رضایت ظاهری کسب شده و انگیزه کمتری برای انجام دادن وجود دارد.

او می گوید مطالعاتی هم در این زمینه انجام شده، Kurt Lewin مؤسس روانشناسی اجتماعی این حالت را فرایند جانشینی نام گذاری کرده.

Peter Gollwitzer  در آزمایشی از یک گروه خواسته اهدافشان را بگویند و گروهی دیگر، در مورد هدفشان سکوت کنند. به این دو گروه ۴۵ دقیقه زمان داده شده تا روی هدفشان کار کنند. به آنها گفته شده هرزمانی می توانید آن کار را متوقف کنید.

گروهی که هدفشان را بیان نکرده بودند، به طور میانگین ۴۵ دقیقه را صرف انجام کار روی هدف کرده بودند و وقتی از آنها درمورد هدفشان پرسیدند، گفتند کارهای زیادی لازم است تا به خواسته شان برسند.

گروهی که هدف خود را اعلام کرده بودند، به طور متوسط ۳۳ دقیقه روی هدف کار کردند و وقتی همان سوال را از آنها پرسیدند، گفتند به هدفشان خیلی نزدیک شده اند.

در پایان سخنرانی، درک سیورز سکوت کردن را ترجیح می دهد.

 

در کانال تلگرام دکتر علیرضا شیری هم، پستی هست به نام اصل نگهداری نوشته ی بنفشه نیک بخت. این پست درمورد تحقیق دیگری از پیتر گالویتزر بر روی دانشجویان درباره ی اعلام هدفها یا سکوت کردن است. ” نتیجه ی تحقیق نشان داد دانشجویانی که اهداف خود را با دیگران به اشتراک گذاشته بودند، تلاش کمتری برای رسیدن به آنها انجام داده اند اما افرادی که فرصت نشده بود اهداف خود را به دیگران بگویند، تمایل بیشتری برای رسیدن به آنها داشته اند.”

 

فکر می کنم همانطور که گفته شد جواب این سوال به کیستی فرد و مخاطب و یا مخاطبانمان بستگی دارد.

برای فردی مانند من که درونگرا هستم و ترجیح می دهم در مورد مسائل عادی هم کم حرف بزنم، صحبت کردن در مورد اهداف، کار ساده ای نیست و دلایلش را هم تا حدودی متوجه شدم.

در مورد مخاطب هم فکر می کنم باید تصویر ذهنی مناسب، مثبت و قابل اعتمادی از او داشته باشیم تا بتوانیم در مورد هدفهایمان صحبت کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *