انکار درد، درد را کمتر نمی‌کند

بیمار سونوگرافی‌ای داشتیم با وزن بسیار زیاد و فتق نافی بزرگ شده. می‌گفت بیمارستان شهرشان سونوگرافی انجام داده و هرچه بیماری بوده برایش گزارش کرده‌اند.

در سونوگرافی امروزش کلیه‌هایش دچار مشکل بود، سیروز کبدی داشت و فتقش نیازمند جراحی.

 

به این فکرمی‌کنم که ما هم در زندگیمان ممکن است نشانه‌های تفکر یا رفتارهای نامطلوب و بیمارگونه را داشته باشیم و وقتی دیگری به ما این نشانه‌ها را اعلام می‌کند، مانند این بیمار گمان می‌کنیم اشتباه شده و نمی‌پذیریم.

ما ممکن است بداخلاق باشیم، اسیر عادتهایمان باشیم، فرافکن باشیم یا جمود فکری داشته باشیم و بر مشاهده‌گری که این رفتارها را در ما دیده و به ما متذکر شده خرده بگیریم و برآشفته شویم و آن رفتارمان را انکار کنیم. او یادآور شده تا جلوی رشدشان را بگیریم و کاری کنیم اما نمی‌خواهیم باور کنیم این رفتارها در ما وجود دارد.

 

اخیرا کتاب هنر ظریف بی‌خیالی را از مارک منسون می‌خواندم و قسمتی از کتاب درمورد مسئولیت پذیری و انتخاب کردن بود. سخت بود پذیرفتن و اقرار به اینکه من در برابر زندگی ام تسلیم شده‌ام و از حس قربانی بودن پاداش می‌گیرم.

و سخت است پذیرفتن اینکه گفتن خوش به حالشان به آنانی که در برابر روزمرگی‌شان طغیان کرده‌اند، ناشی از حس تسلیم و قربانی بودن و بهانه جویی است وگرنه اگر واقعا چیزی را می‌خواهیم برای به دست آوردنش کاری می‌کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *