از دستهایت انار می‌چینم

همه‌ چیز با یک عکس شروع شد؛ 
“تو” “و انار ِ در دستت” “و باد”

و “دستهای اناری‌ات” که آدم را بار دیگر به هبوط وسوسه می‌کرد
“و باد” که برایم زمزمه می‌کرد چه بی‌رحمانه زیبایی
بگذار “تو” آخرین کلمۀ جاری ِ بر زبانم باشی، بگذار تا طعم آخرین گیلاس عالم برای همیشۀ تاریخ در خاطرم که نه، در قلبم بماند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *