به بهانه ی یک سال وبلاگ نوشتن

یک سال است بخشی از ذهنیاتم را اینجا (و در وبلاگ قبلیم) برون ریزی می کنم. یک سال است یاد گرفته ام نوشتن می تواند مرهم دردهای جانکاه شود. وبلاگ نویسی وادارم کرد به نوشتن از خود. جرات کردن و سانسور نکردن خود. نوشتن از مسائلی که تا همین یکسال قبل، حتی جسارت فکر کردن […]

از یک عاشقانه آرام

پیش نوشت: قسمتی از کتاب یک عاشقانه ی آرام نادر ابراهیمی را گوش می دادم که برایم بسیار لذت بخش بود. فکر کردم اینجا بنویسمش.   آن چیزی که در این متن بیشتر از همه برایم لذت بخش است، یکی توصیف شب، این آرامبخش طبیعی است که انگار آدم را مهربانانه دعوت می کند به […]

احساس گناه و رنج روان ما

به بعضی از نوشته های قبلی ام (به خصوص صفحه های صبحگاهی) که برگشتم و آنها را خواندم، از احساس گناهی نوشته ام که در انجام دادن یا انجام ندادن کاری، رفتاری و یا حرفی داشته ام.   این روزها کتاب مرداب روح (رنجها حرفهای جذابی برای گفتن دارند) جیمز هولیس را می خوانم و […]

در مورد صفحات صبحگاهی- دو

این پست تجربه ایست از شصت روز نوشتنِ صفحه های صبحگاهی به صورت تقریبا پیوسته. (یک روز را از دست دادم.) می دانم مدت زمان کمی است برای نوشتن نظرم اما می خواستم هم برای خودم اینجا ثبتش کنم و هم امیدوار باشم بتوانم درمورد سوالهای احتمالی دیگران که برای خودم هم درمورد این صفحه […]

در انتخاب کارتهای بازی زندگی

“زمانی که همه ورقهای دستتان نشان می دهند که بازنده اید، تنها راه پیروزی، شکست قانونهاست.” پل آستر   صحنه هایی از یک فیلم، در مورد بازی ورق بود. چهار نفر دور یک میزِ گرد مشغول بازی بودند. دو زن، جسیکا و امی، در یک تیم و دو مرد، لوکان و توماس، در تیم مقابل. […]

آنتروپی

تشنه ی خواندنم. سرم درد می کند. دو عدد فارماپین، دو عدد ناپروکسن به فاصله ی یک ساعت بالا انداخته ام. مغزم درد می کند. چه قدر هوا جهنم است. انگار مولکولهای هوا سوزن داغی شده اند و در پوست و جان انسان فرو می روند. حتی در سایه هم از این سوزنهای تیز نامرئی […]

رنجها شاید موقتی باشند

پیش نوشت: این پست بیشتر از جنس یک خاطره و تجربه است و فکر نمی کنم حرف تازه ای برای بیان داشته باشد.   به همراه یکی از دوستانم برای درمان جوشهای صورتش، به مطب یکی از متخصصان پزشک پوست و مو مراجعه کردیم. پزشک برای ایشان داروهای حاوی کورتون تجویز کرد و توضیح داد […]

نوشتن از نوشتن

نوشتن، آب روی آتش است. برای آدمهای خشمگین، برای آدمهای عصبانی، برای آدمهای اندوهگین، برای آنهایی که از خودشان دور شده اند، برای آدمهایی با قلبهای غبار گرفته. فکر می کنم نوشتن، نه یک مسکن موقت که یک روند درمان است. نوشتن به انسان فراموشکار، به انسان ناسپاس یادآوری می کند که چیزهای زیادی برای […]

امنیت حرف زدن

گوشه ای از دفترم نوشته بودم امنیت حرف زدن و فکر می کردم و دیده بودم که بعضی ها با لحن و تن صدایشان، با کلمه هایشان ما را می ترسانند. آدم هنگام حرف زدن با آنها، مراقب است. مواظب است کمتر حرف بزند و کمتر بگوید که بعدها ممکن است مثل متهمی که از […]

لوند

جرات کنید راست و حقیقی باشید. جرات کنید زشت باشید. اگر موسیقی بد را دوست دارید رک و راست بگویید. خود را همان که هست نشان دهید. این بزک تهوع انگیز دو رویی و دوپهلویی را از چهره ی روح خود بزدایید، با آب فراوان بشویید.          رومن رولان از کتاب ژان […]