با شعر

بعضی شعرها هستند که خودمان صرفا نمی‌توانیم جان کلامشان را بفهمیم، انگار که خلوصشان برای ما زیاد است، باید با موسیقی‌ای ترکیب شوند تا به سهم خودمان درکشان کنیم. (دوستی داشتم بعضی شعرهای حافظ را که می‌خواند گریه می‌کرد، حالا فکر می‌کنم کمی او را می‌فهمم.)   برای من غزلی از حافظ با صدا و […]

عقده مادر

پیش‌نوشت یک: بعضی کتابها هستند که ما را با دنیای بیرون آشنا می‌کنند؛ شگفتیهایی که وجود داشته و ما از آنها بی‌خبر بوده‌ایم مانند رمانها و سفرنامه‌ها و بعضی دیگر ما را به دنیای درون می‌برند، مثل کتابهای روانشناسی و برای من مانند کتاب “عقده‌ مادر و روابط زن و مرد” رابرت جانسون که خواندنش […]

پیاده‌روی

یکی از چیزهایی که معمولا حالم را خوب می‌کند، پیاده‌روی و به خصوص دویدن و فکر کردن به هیچ است. انگار که در آن لحظه ذهنت خالی از هر چیزیست و فقط دویدن برایت اهمیت دارد. هر از گاهی، بی‌نظم این کار را انجام می‌دهم. می‌دانم آن اثربخشی لازم را ندارد اما همین پیاده‌روی های […]

انکار درد، درد را کمتر نمی‌کند

بیمار سونوگرافی‌ای داشتیم با وزن بسیار زیاد و فتق نافی بزرگ شده. می‌گفت بیمارستان شهرشان سونوگرافی انجام داده و هرچه بیماری بوده برایش گزارش کرده‌اند. در سونوگرافی امروزش کلیه‌هایش دچار مشکل بود، سیروز کبدی داشت و فتقش نیازمند جراحی.   به این فکرمی‌کنم که ما هم در زندگیمان ممکن است نشانه‌های تفکر یا رفتارهای نامطلوب […]

شعر دریا طغیان

چند روز است اینجا ننوشتم و نوشتن بعد از مدتی سخت‌تر می‌شود. شعری از فریدون مشیری می‌خواندم و بهانه‌ای شد تا اینجا از این حالت سکوت سنگین خارج شود. (امیدوارم فریدون مشیری بر من ببخشد.)   دریا صبور و سنگین می‌خواند و می‌نوشت: « من خواب نیستم خاموش اگر نشستم مرداب نیستم روزی که برخروشم و […]

نوشتن و میل به دیده‌شدن

ماههاست با کتاب راه هنرمند جولیا کامرون عزیز هستم و آن را لاک‌پشت‌وار پیش می‌برم.  ایشان در فصل بازیابی حس حمایت از خود در مورد شهرت- خطری که جریان خلاقیت را در فرد مسموم می‌کند- جمله ی تاثیرگذاری بیان کرده؛ ” به جای اینکه نویسندگی برای نویسندگی باشد، هدفش این می‌شود که مورد استقبال قرار بگیرد، […]

در ستایش قدرت نخواستن

آشنایی ازم پرسید پرستاری؟ و من با طیب خاطری که کمتر در خودم سراغ داشتم و کمی برایم عجیب بود گفتم نه. (با احترام به همه‌ی پرستارها) هیچ وقت نخواستم پرستار شوم. فکرکردم چه قدر خوب می‌شود آدم تکلیفش با بعضی موضوعها، آدمها، مسائل مشخص باشد، اینکه یک مسئله، یک شغل، یک آدم را نخواهد. […]

امکان هستی

چند روزی است در محل کارم در حین انجام سونوگرافی توسط پزشک، من نیز تصاویر آن را می‌بینم. یکی از سونوگرافیهای عجیب سونوگرافی بارداری است که برایم شگفت انگیز است. موجودی از عدم به وجود می‌آید، موجودی که می‌توانست نباشد اما اکنون هست. موجود به ظاهر ساده‌ی چند میلی‌متری که رشد می‌کند و تمایز می‌یابد. […]

گزارش یک رویداد

پیش‌نوشت: این پست گزارش کارگاه “کار و زندگی در شرایط بحران” شاهین کلانتری است و  آنچه نوشته‌ام برداشتهایی است که از صحبتهای ایشان داشته‌ام و موضوعاتی که برای من مهمتر بوده اند.   جمعه ۲۳ شهریور روز متفاوت و به یادماندنی‌ای بود برایم. دیدن و گفتگو با آدمهایی که دغدغه‌ی مشابه تو را دارند و مسئله […]

زندگی در کم‌عمقی

من فکر می‌کنم سطحی شده‌ام. برگشته‌ام به روزمرگیهایم. باید کمی عمیق شد، پایین رفت. کنار مردم بود و با مردم اما شبیه آنها نشد. فاصله را باید رعایت کرد که افکار و روزگذرانیهایشان مسری است. من هم این مَردمم. نمی‌خواهم اسیر و گرفتار روزمرگیها و عادتهایم شوم. نمی‌خواهم در قسمت کم عمق استخر شنا کنم، […]